{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لیلی زیر درخت انار نشست

لیلی زیر درخت انار نشست
درخت انار عاشق شد،
گل داد، سرخِ سرخ
گل‌ها انار شد، داغ داغ
هر اناری هزار تا دانه داشت
دانه‌ها عاشق بودند،
دانه‌ها توی انار جا نمی‌شدند
انار کوچک بود
دانه‌ها ترکیدند، انار ترک برداشت
خون انار روی دست لیلی چکید
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید
مجنون به لیلی‌اش رسید
خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود
کافی است انارِ دلت ❤ ترک بخورد...

✍🏻 عرفان نظر اهاری
دیدگاه ها (۱۳)

میگویم دوستت دارم،طوری نگاهم کنگویی خدا...بنده ای را وقتِ عب...

من را شمعدانی‌‌ بدان در گلدانی کوچک ،که بیشتر از آب و آفتاب ...

یک خواسته‌ی کوچکگاهی آرزو می شودو شاید محالمثل پخش "الهه‌ی ن...

کاش پزشکها قرصی هم برای دلتنگی ها میساختن بگو با دلتنگیت چه...

𝒯𝒽𝑒 𝑔𝒾𝓇𝓁 𝓌𝒽𝑜 𝓈𝓂𝑒𝓁𝓁𝑒𝒹 𝓁𝒾𝓀𝑒 𝓇𝑜𝓈𝑒𝓈دختری که بوی رز می‌دادپارت شش...

پرسه در جنگل... عصر...نسیم خنکی میان درخت‌های باغ می‌وزید.ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط