{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی با خود فر می ردم

روزی با خود فكر می كردم ،
اگر او را با غريبه ای ببينم دنيا را به آتش می كشم ...!
اما، امروز حاضر نيستم كبريتی روشن كنم
تا ببينم او كجاست و چه می كند ...!
دیدگاه ها (۰)

"محبوبش مُرده بود، بر شانه‌هایم گریسته بودسیاه پوشیده بود، ص...

آیا چنین وضعی شایسته‌ی نظام و طبیعت است ...؟آیا این سرزمین آ...

در این مدت ،زندگی به گونه‌ای سپری شده است که می‌توانم سال‌ها...

می دانستم رویا بود ...مــَــن و تــو !؟ بَعید بـود آن هَمه خ...

"ای غایب از نظرهاو حاضر در دلها"نور دیده مان را ب دیدنت روشن...

بمیرم الهی 🥺اگر تا الان برام روشن نبودولی الان روشن شد برامک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط