{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد من🙊💕

استاد من🙊💕
پارت ¹
با صدای آلارم گوشیم پاشدم امروز اولین روز مدرسه ام بود
آهان راستی یادم رفت خودمو معرفی کنم
سلام من اسمم فاطمه است توی ترکیه زندگی میکنم و تازه دارم میرم توی کلاس هشتم و دوست صمیم اسمش زهراست
رفتم دست و صورتمو شستم و فرم مدرسه ام رو پوشیدم و رفتم پایین
رفتم یه بوی روی گونه مامان و بابام کاشتم و رفتم نشستم پشت میز و صبحونه امو خوردم
فاطمه آهان راستی مامان جون من دیگه خودم با زهرا از این به بعد میرم و میام لازم نی خودتو به زحمت بندازی
مامان : باش دخترم فقط مواظب خودت باش
فاطمه چشم عشقم😘
رفتم کفشام پوشیدم گوشیمو برداشتم و به زهرا زنگ زدم
و بعد از چند بوق بلاخره خانم جواب داد
الو سلام جوجو خوبی
زهرا فاطی مگه من چند بار نگفتم بهم نگو جوجو هاان
فاطمه چرا گفتی ولی من خوشم میاد بهت بگم جوجو
هر دو خندیدیم و من گفتم
کی میایی جوجو
زهرا فاطمهههههههه
فاطمه کفت کر شدم اسکل
زهرا آخيش دلم خنک شد کم موندم الان میام
فاطمه باشه جوجو میبینمت
ادامه پارت بعدی...
دیدگاه ها (۰)

استاد من 🙊💕پارت ²وقتی منو زهرا رسیدیم همه داشتن مارو نگاه می...

پارت 5صبح از خواب بیدار شدم یاد دیشب افتادم حالم گرفته شد عه...

پارت 7صبح ساعت 1 بیدار شدم واییییی چقدر خوابیدم لعنتی راستی ...

پارت 1ویو صبح: جنی از خواب با صدای آلارم گوشی بلند شد مامان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط