{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.:

.:
.
می خواهم رها شوم
در آغوش امنت
تو میدانی امنیت یعنی چه؟
یعنی وقتی از تمام آدمها خسته شدم به آغوش تو پناه ببرم
یعنی وقتی شانه ای برای گریه کردن نداشتم
سرم را بگذارم روی شانه های تو
و یک دل سیر گریه کنم
و دستان تو لای موهایم برقصند
و من گم شوم در این احساس دلنشین
که با دنیا هم عوضش نمیکنم
امنیت یعنی وقتی میگویم دلم گرفته است
بگویی:" لباسهایت را بپوش بریم بیرون"
و من با گرفتن دستانت
به همه نشان دهم که مالک این قلب و احساس من هستم
امنیت یعنی بوسه ی اعتمادی که روی پیشانی ام می نشانی
دیدگاه ها (۱)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

حدود یک ساعت گذشته بود. من در کنار تخت دخترمان نشسته بودم و ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 148✦...................

داستان عاشقانه جدید

پارت پنج

dark life = 21

روحِ من زيباترين بود، تو در آن رنج کاشتی.🥀#دلانه​اعتماد در ی...

p23

معاملهp261جونگ‌کوک آرام روی پاهای تهیونگ نشست؛ هنوز بدنش از ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط