{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به قرآن حاج مهدی کافیه همین که جات سر سفره خالی نیست

به قرآن حاج مهدی کافیه همین که جات سر سفره خالی نیست
غمتو نمیخام اندازه سر سوزن//ببخش اگههنوز الافه سر کوچم
همین که سرباز در خونت باشم//همینکه همراهه من جوجس فکرو ذکرت برام کافیه
به مولا جلوت دستای همه پوچن
مردی رو یادم دادی با یا علی
گفتی باس پله هارو برم تا آخریش
نباس بترسم از بالاسری
سینه سپر سر بالا پاها زمین
گفتی همه میمیرنو میشورنشون تو لگن
سرباز و وزیر آخر بازی تو جعبن
یادم دادی رو ندم به قرمزایی که دنبال آبی بودنن
من شاهم تو تاج سرمی معنی نمیدمبدون تاج رو سرم
افتخار میکنم به این که پدر منی//تو شریک زندگی با یه زن قوی
که مرد ساخته از یه پسر ضعیف
افتخار میکنم به این که پدر منی
افتخار میکنم به خطهای پیشونیت
به دیروز پر باخت و فردای پیروزیت
یادم دادی وقتی کفشاتو میپوشی
یه روز نوئه پس بیخیال دیروز
دیدگاه ها (۱)

emshab yeki hast k a dasam kh narahate gamoonam! delkhoram h...

بزرگ شدیم و جای جوش بلوغ ، سیبیل در آوردیم و شبا جای حروف ال...

دیگه همه چند رنگن ، دیدی تازه سال به سال فامیلو کمتر میبینیم...

#تکپارتیموضوع:(صبح بعد از راب٫طه)بنگچان/ا.تدرحالی که ملافه س...

رمان آرام باش

سناریو جونگکوک

خب دیگه گشادی رو بزاریم کنار بریم بنویسیم پارت رو یادم نمیاد...

یه سناریو می‌خوام در مورد این که وقتی زنشونیم خب بعد یه دختر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط