{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در غلغله‌ی جمعی و تنها شده‌ای باز

در غلغله‌ی جمعی و تنها شده‌ای باز
آنقدر که در پیرهَنت نیز غریبی...

👤فاضل نظری
دیدگاه ها (۱)

بارها غم به تو گفتیم، ز ما نشنیدیبعد از این،مصلحت آن ا‌ست که...

خانه‌ای بر سر خود ریخته‌ایم، اما عشقهمچنان منتظرِ لحظه‌ی ویر...

مبادا آسمان بی بال و بی پر،مبادا در زمین دیوار بی درمبادا هی...

آه ای سفر کرده! برگردای طاقتمٖ برده، برگردبرگرد کاین بی قرار...

عمرم گذشت و یک نفسم بیشتر نماندخوش باش کز جفای تو، این نیز ب...

بوی قهوه این باراشیا را آشفته کردهفنجان نشسته ی صبحمشاجره ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط