{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مانند شیشه ای که خریدار سنگ بود

مانند شیشه ای که خریدار سنگ بود


این دل شکستن تو برایم قشنگ بود


 


رؤیای باشکوه رسیدن به ساحلت


آغاز خودکشی هزاران نهنگ بود


 


ماه شب چهاردهی که تصاحبت


چون حسرتی به سینه ی صدها پلنگ بود


 


خوشبخت آن دلی که برای تو می تپید


خوشبخت آن دلی که برای تو تنگ بود


 


تو: یک جهان تازه پر از صلح و دوستی


من : کشوری که با همه در حال جنگ بود


 


با من هر آنچه از تو بجا ماند نام بود


از من هر آنچه بی تو بجا ماند ننگ بود





پایین نشسته ام که توبالا نشین شوی


این ماجرا حکایت الاکلنگ بود...
دیدگاه ها (۵)

بيستون هيچ، دماوند اگر سد بشودچشم تو قسمت من بوده و بايد بشو...

تکیه کلامش بود:فرق نمی کرد موقع سلام یا وقت خداحافظی ،می گفت...

طرح اندام تو انگیزه ی معماری هاستدلت آیینه ی ایــــوان طلاکا...

قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن داردخــواب،در بستـــر چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط