{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها امید پارت ۹

تنها امید پارت ۹


از دید ایو
رفتم و اسما و مشخصات تمام اعضای اصلیشون رو درآوردم و در اتاق بقیه رو زدم و برگه ی اعطلاعات و نقشه و جا های پیشرویشون و زمان حمله رو بهشون دادم
ساعت ۷ عصر فردا
رفتم تو اتاقم تا یکم استراحت کنم و قبل اینکه بفهمم خوابم برد ( اینقدر خوابم میاد فقط همین به ذهنم رسید 😂😂💔)
گذر زمان
روز بعد
زمان مبارزه
مطمئن شدم که تمام وسایل و اسلحه ها اندازه باشن
کوکو: قراره بریم یا فقط همینجا می‌مونیم ؟😮‍💨
آیو : باشه باشه بریم
رفتیم سمت ماشینا ، وقتی رسیدیم من بالای ساختمون رو ب روی مبارزه رفتم و سلاح هامو جا گذاری کردم
اولین حمله با صدای اولین شلیک من که یک نفر از افرادشونو کشت و بهشون خبر داد که ما داریم حمله میکنیم شروع شد و بقیه بچه ها شروع به جلو رفتن کردن
سیستمشونو هک کردم ولی حواسم بیشتر به گلوله های که باید شلیک کنم بود
از دید سانزو
از اونجایی که خیلی سریع با لب تاپ کار میکرد مشکلی با وسایل ایمنیشون نداشتیم و می‌تونستیم جلو بریم ، یروز باید این فسقلی رو از مایکی بدزدم ، حواسمو دوباره به مبارزه دادم افرادشون کمه ، کارمون آسونه مخصوصا با نشونه گیری های دقیق اون فسقلی
از دید مایکی
ی چیزی رو مخمه..... زیادی آسونه ، دلم یکم شور میزنه یه چیزی سر جاش نیس بهتر فقط به نقشش اعتماد کنم.....

گومننن کوتاه بوددد چون پارت بعد تموم میشه یکم کوتاه شد
دیدگاه ها (۲۷)

آقا از من در مورد رل و اینا نپرسین که من یکی یه ترس و تنفر ش...

من و اونه در حال وحشت در تاریکی 🤡 بخ بخ سعید والکور هم یه فو...

ماه یخی پارت ۱۹که یهو یکی از پرستار ها از اتاق بیرون اومد با...

از بالا به پایین ۱ عزیزان دل بوخودا بیو دادم اون بالا که دوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط