{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیلاااام

سیلاااام

پارت 4

جنی :دختره ی هرزهههههههه

ویو رزی:جنی همینطوری داشت ب چهوون فحش میداد و بغض کرده بود من یادم نیماد جنی اخرین بار کی گریه کرده جونگ وک و جنی دختر و پسر دو مافیای بزرگ هستن ولی من با این وجود خیلی جنی رو دوست دارم راستش میترسیدم چون جنی نمیتونس بی ابی رو تحمل کنه اون ی بیماری کوچیک داره که باید برای درمانس مرتب اب بخوره حالا باید چیکار کنم چشمامو بستم که جنی اروم شد و بالاخره اشکش درومد ما از بچه گی باهم دوستیم میشه گف خواهریم مامانامونم باهم بزرگ شدن و من نمیتونستم گربه های جنی رو تحمل کنم و منم گریم گرف تا اینکه بازم چشمامو بستم و پرن شدیم توی انباری و همه بادیگارد ها رفتم ب جز یک نفر که یک ماسک داشت ماسکشو اورد پایین اون تهیونگ بوود اروم گف ی یواشکی براتون اب و غذا میاره و رفت

چیزه نگذش که جنی بیهوش شود
دیدگاه ها (۲۱۹)

پچها مامانیم رو فالو کنییید@lala2845_ll💓💓💓💓

مامی@lala2854_llاونییی @kimyuruدکتر روان 😂@linsa_kim_sgکسی ک...

تو کامنت ها سعی کنید مخمو بزنید فقط دخترا منم امتیاز بدم میگ...

سیلام پارت 3 ویو جنی خیلی حس خوبی بود نمیدونستم باید الان به...

☆رانداخر☆part20ات: از اتاق زدم بیرون...... داشتم میرفتم که ج...

درمانگر عشق. پارت۲0

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط