{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصدم نشستن بود... اما در کنارت ....نه چشم انتظارت... قصدم

قصدم نشستن بود... اما در کنارت ....نه چشم انتظارت... قصدم شکستن غرورم بود... اما در آغوشت ...نه زیر پایت..... قصدم زندگی بود..... اما باتو ...نه با خاطراتت... قصدم پیرشدن بود... اما به پایت.......... نه به دستت. "
دیدگاه ها (۱)

خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شومهمانی که...

خـــوابهـایـم گاهــــــی... زیباتر از زندگـــی ام مـی شـونــ...

دقایقی در زندگی هستندکه دلت برای کسی آنقدر تنگ میشود کهمیخوا...

دلـــــم برای صدایـــی تنـگ شـده اسـتکه هـر شــب قبـل از خوا...

از خودم پرسیدم؛ چه چیزی در زندگی اینقدر قشنگه که دست ازش بر ...

عاشقانه های شبنم

مرگ در اغوش معشوقه خود

پارت شانزدهم چشم‌هاش پر از خواهش و یه حسِ شیرینِ عاشقی بود....

سناریو تهیونگ

★彡   Part 27 彡★ پس اونم گرمش بود. عالیه!حالا میتونم بدون این...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ با زحمت از تخت ...

سناریو درخواستی.از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part²"توصیف در یک جمله:آتش زیر خاکستر"جونگ‌کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط