{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو درخواستی.

سناریو درخواستی.
از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر داره و دوست پسرش کیه و چجوریه،ولی نمیتونه تشخیص بده این فردی که جلوشه همون دوستپسرشه و 'اقاهه'صداش میکنه،اعضا هم دارن از زیر زبونش حرف میکشن حالا که ا.ت هوشیار نیست(نسبت دوست دختر دوست پسر)
نامجون
یکم آب بهت می‌ده و کنارت می‌شینه"باشه ا.ت با من تکرار کن.من کیم ا.تم و این دوست پسرمه"
"تو کیم ا.تی و من دوست پسرتم...هی احمق!من دخترم!"
"چرا از دستت نمی‌میرم؟"
"تورو نمی‌دونم ولی دوست پسرم همیشه اینو می‌پرسه و بهش می‌گم چون عاشقمه...شاید تو هم عاشقمی آقاهه؟!"
"متاسفانه"
"نامجون آتیشت می‌زنه.زنده زنده می‌سوزونتت"
"پس حتماً خیلی دوست داره."
"عاشقمه.میمیره برام"
"واقعا هم عاشقتم و برات می‌میرم خنگول!"

جین
داشت از چت جی پی تی می‌پرسید چطور کسی رو الکله رو هشیار کنه.برگشتی و نگاش کردی"هوی آقاهه!من خیلی تشنمه پس میشه بگی یخچالت کجاس؟"
"تو حمومه"
"کدوم احمقی یخچالو می‌ذاره تو حموم؟!"
پوفی کشید"تو آشپزخونه س ابله!اینجا خونه‌ته چطور یادت نیست؟!"
منگ نگاهش کردی"اینجا خونه من نیست.منو جین تو یه آپارتمان تو مرکز شهر زندگی می‌کنیم.اون خیلی زود میاد دنبالم و می‌برتم خونه"
بلند شدی و درحالی که تلو تلو می‌خوردی رفتی تو آشپزخونه.جلوی ماکروفر وایسادی و گفتی"بهم آب بده آشغال"
"با ماکروفر حرف می‌زنی؟"
بغض کردی"آره...حداقل اون بهم گوش میده"
کنارت وایساد و دستشو گذاشت رو شونه‌ت و درحالی که سعی داشت خنده‌ش رو کنترل کنه گفت"تو که جنبه نداری چرا انقد خوردی قربونت برم؟!"
بغضت ترکید"جین کجاست؟می‌خوام برم خونه!"
بغلت کرد"جین زود میاد دنبالت.زنگ زد و گفت تو ترافیک گیر کرده"
"چرا بغلم کردی آقاهه؟باید ازت بترسم؟"
"نه من دوست جینم.نگران نباش"
"باشه دوست جین. پس‌...اوکیه"

یونگی
"چرا انقد جیغ می‌زنی ا.ت؟"
"چون منو دزدیدی!ولم کن تا ساکت شم بی‌شرف!"
"واقعاً بی‌شرفم که می‌ذارم خودتو به این روز بندازی!"
"یونگی میاد نجاتم میده.فکر کردی برنده شدی؟اون عاشقمه"
"تو چی؟"
"منم عاشقشم...خیلی خیلی عاشقشم"
"اون کجاس؟ولت کرده رفته که عشقت!"
"اون هیچوقت ولم نمی‌کنه"
کنارت نشست و لبخند زد"قربونت برم پیشی!معلومه که ولت نمی‌کنم!"
"چی می‌گی عقب مونده!!!دستتو بکش!"
"خوشم میاد مستی.ناز می‌شی"
"همیشه نازم ولی به تو ربطی نداره"
"صبح از حرفات ناراحت می‌شی"
"فکر نکنم!"

شرمندم که نصفه‌س یه مشکلی پیش اومد نشد بنویسم
دیدگاه ها (۱۲)

منم همینطور رضا.

توروخدا بس.

سناریو اینوپی پارت اخر

تک پارتیا/ت_جینسلام من ا/ت هستم ۲۴ سالمه با جین تازه ازدواج ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط