{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)⁠My blood, sweat and tears ⁩(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)⁠

(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)⁠My blood, sweat and tears ⁩(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)⁠
part 12

سوهی: درست میگی پسرم
جی آه درحالی که موهای پسرش را ناز میکرد لب زد جی آه : پسرم خسته ست آخه مستقیم بعد از پرواز آمریکا به اینجا اومد جونگ کی اتاقت رو نشون بده برو بخواب
جونگ کی با لبخند از رویه مبل بلند شد اما با حرف سه کیون لبخندی محو شد سه کیون : اما خاله شما که اصلا لی آهو رو ندیدین شاید قبول نکن..
با چشم غره ای که از طرف مادرش یوجین رفت حرف اش نصف موند جی آه با لبخند نجوا کرد جی آه : من کاری نمیکنم که به غرور دخترم بر بخوره ما که نیومدیم لی آهو رو ببینم پسرم خواست ماهم اومدیم بعدن به لی آهو بگو تا بره اتاقش باهاش آشنا بشه
بلافاصله حرفی که جو سانگ پدر لی آهو زد آخم های تهیونگ جمع شدن جو سانگ : خواهر اونا هنوز ازدواج نکردن لی آهو نمیتونه تنهایی تو اتاق باهاش بمونه
جی آه : باشه برادر سخت نگیر
تهیونگ از کنار مادرش بلند شده همراه جونگ کی آن سالن را ترک کرد از پله ها بالا رفتن به سمته اتاقی که آخر راه رو قرار داشت رفتند همینکه وارده آن اتاق شدن لی آهو از اتاق کناری اش که اتاق خودش بود بیرون آمد قدمی برداشت تا به سالن برود اما وسط راه ایستاد جیغ خفیفی کشید و به سمته دیوار کناریش رفت پیشانیش را کمی زد به دیوار با دندون های چبسپیده بهم لب زد لی آهو : برو سالن تو میتونی اون تنها امیدته..... زود باش برووو
با صدای سئوهو سریع صاف ایستاد سئوهو : لی آهو دیونه شدی برو سالن
لی آهو خنده مصنوعی سر داد و موهایش را داد پشته گوشش بلافاصله سریع قدم برداشت و از پله ها پایین رفت دامن صورتی اش را در دستش گرفت تا مبادا پلیس به دامنش گیر کند همینکه در دید آنها ظاهر شد خانواده کیم بلند شد لی آهو که طبقه گفته های مادرش باید دست جی آه رو می‌بوسید اما آن زن مهربان او را بغل کوتاهی کرد جی آه نجوا کرد جی آه : نمی‌خواد انقدر رسمی با من حرف بزنی من از این به بعد میشم مادرت
لی آهو خنده نرمی کرد و مین هی را بغل کرد بعد از احوالپرسی با کیم کی جون سوهی روبه دخترش کرد سوهی : لی آهو تا اتاق هاشون همراهی شون کن تا یکم استراحت کنن
لی آهو : باشه مادر
لی آهو جلوتر قدم برداشت سپس آنها هم به دنبالش راهی شدن اتاق جی آه و کی جون را نشونشون داد به اتاق مین هی روبه روی اتاق لی آهو و کنار اتاق سئوهو بود سئوهو پسره گوش گیر بدون حرفی از کناره آنها رد و وارده اتاقش شد مین هی با تعجب لب زد مین هی : چرا اینجوری کرد
لی آهو : اون همیشه اینجوری الانم که بخاطر نامزدی از سئول اومده واسم قیافه می‌گیره حالا بریم اتاق بهت میگم ...... وارده اتاق شدن سپس به سمته تخت سفیدی که گوشه ای از اتاق قرار داشت رفتند رویه تخت روبه روی همدیگه نشستن
دیدگاه ها (۰)

ادامه پارت ۱۲لی آهو که میخواست چیزی بگه اما تو دهنش هی میچرخ...

˙⁠❥⁠˙⁠)⁠My blood, sweat and tears ⁩(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)⁠part 13 در داخ...

(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)⁠My blood, sweat and tears ⁩(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)⁠part 11جی آه...

ادامه پارت ۹۵با دیدن جیمین که پشته اجاق ایستاده اخم هایش توه...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۴۳: ولیعهد داخل کمد! سوآ با وحشت به جونگ ک...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۴۴: ولیعهدی که می‌خواست زنده بماندچند ثانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط