{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

╭╌┄

╭╌┄
Illegal marriage┄┉✿┉┄ ۹۶

ولادیمر تفنگ اش رو از زیر کتش در اورد و همین طور که به مارکو خیره بود کمی به تفنگ اش ور رفت بعدش با خودش زمزمه کرد«نه...اگه الان بکشمت، تو فقط میمیری...مردن برات خیلی راحته....باید وقتی زیر دست های من جون میدی تو چشمام نگاه کنی و ببینی که من سر زنم با کسی شوخی ندارم.. »
ولادیمر به مایکل دستور داد«یه جراح متخصص بیارین....وقتی به هوش امد ببریندش تو انباری ببندینش وقتی کامل خوب شد میام بکشمش»
مایکل که از پشت در صدای ولادیمر رو شنیدم دستور رو اجرا کرد و وقتی مارکو رو به انباری بردن ولادیمر تفنگ اش رو توی غلاف اش گذاشت وله سوت نتایج خودشون برگشت
وقتی وارد اتاق شد ایزابلا آروم تکون خورد واز خواب بیدار شد ولی چشماش هنوز گیج خواب بود
ایزابلا«کجا بودی؟ »
ولادیمر حین در اوردن کت اش و بالا زدن آستین پراهن سفید اش تا آرنج جواب داد«پیش مارکو... »
ایزابلا با خمیازه«کشتیش؟ »
ولادیمر «نه»
ایزابلا«ولش کردی؟ »
ولادیمر«نه»
وقتی ولادیمر روی تخت نشست ایزابلا خودشو تو بغل ولادیمر ول کرد و با خوابآلودگی پرسید«پس میخوای چی کارش کنی؟ »
ولادیمر«وقتی خوب شد زخمش، میکشمش»
ایزابلا «چرا همین الان نمی کشیش؟ »
ولادیمر«چون این براش خیلی راحته... اون به تو صدمه زده، بهت دست زده، تهدیدت کرده، یه مدت از من دورت کرده....نمیتونم بزارم راحت بمیره،باید ذره ذره جون بده و با هر ذره اش بفهمه که نباید با من در میوفتاد .....»
ایزابلا دیگه سوالی نپرسید چون انقدر خسته بود که دوباره خوابش برده بود
ولادیمر دستش را آرام روی موهای ایزابلا کشید نفس‌هایش آرام بود دوباره خوابش برده بود..به صورت ایزابلا نگاه کرد«هیچ وقت نمیتونم مارکو رو ببخشم....حتی اگه برادر خودم باشه، بازم به تو دست زده.....برام مهم نیست برادر دوقولومه....اون خط قرمزمو رد کرده... »

‧̍̊·̊‧̥°̩̥˚̩̩̥͙°̩̥‧̥·̊‧̍̊ ♡ °̩̥˚̩̩̥͙°̩̥ ·͙*̩̩͙˚̩̥̩̥*̩̩̥͙·̩̩̥͙*̩̩̥͙˚̩̥̩̥*̩̩͙‧͙ °̩̥˚̩̩̥͙°̩̥ ♡ ‧̍̊·̊‧̥°̩̥˚̩̩̥͙°̩̥‧̥·̊‧̍̊
دیدگاه ها (۱۴)

سناریو درخواستی

پارت هشتدکتر: متاسفانه بیمار رو از دست دادین غم آخرتون باشهی...

فصل دومپارت بیست و هفتم | آخرین رازچند هفته گذشته بود...و را...

### پارت ۹: شکارِ سایه در شبِ بی‌پایانبعد از اون اتفاق، عمار...

#تکپارتی_سونگمیندلم میخواست با تمام وجود بغلش کنم و بهش بگم:...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟓نیلا به طرف تاکسی اون طرف خیابون رفت +سلام اقا خسته نب...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۵۸ویو راوی نورا دیگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط