{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم از داغ نامردی؛

دلم از داغ نامردی؛

نسیمی سرد میخواهد....

میان قحطی مرهم؛

دلی هم درد میخواهد....

مگر یادت نمی آید؛

در آغاز محبت ها....

شبی گفتم در گوشت؛

" رفاقت مرد میخواهد "
دیدگاه ها (۳)

در عکس هایش که برایم می فرستاد همیشه تنها بوددر خیابانپارکخا...

.در محفل خود راه مده همچو منی راافـــسرده دل ، افسرده کند ان...

گر‌‌چه بـادوریِ او زندگیم نیست،ولـییاد اومی‌دمدم ‌جــان به ر...

باز آمدم از چشمه خواب، کوزه تر در دستم.مرغانی می خواندند.نیل...

برده عمارت جئون

اگر فکر کردین من دیگه فیک نمینویسم ..سخت در اشتباهین

تیرماه بود و خورشید، بی‌رحم‌تر از همیشه، بر سنگفرش خیابان‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط