{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جین ویو

جین ویو
بعد از چند دقیقه دکتر اومد
یونگی: د دکتر حالش چطوره
دکتر: حالشون خوبه
جین: بهوش اومده
دکتر: میتونید ببینیدش ولی هنوز بهوش نیومده .
یونگی: میخوام بینمش
دکتر: شما نمی‌تونید
یونگی: همین که گفتم (عربده)
دکتر: ب باشه
یونگی بلند شد
دکتر: بفرمایید
یونگی ویو
رفتم تو اتاق هنوز بهوش نیومده بود موقعی که صورت بی جونش رو دیدم بغض کردم من دیگه مطمئنم عاشقش شدم
یونگی: ا ا.ت عزیزم پاشو ترو خدا پاشو ( با گریه)
یونگی: تروخدا هق من عاشقتم ا.ت هق لطفا هق دلم میخواد هق بلند شی دوباره بازیگوشی هق کنی دلم میخواد هق دوباره پیشم باشی
ا‌.ت: ا ارباب(بی جون)
یونگی:ا ا.ت( بغلش میکنه)
ا.ت: ا ارباب خشن ما شده یه ارباب مهربون(بی جون با خنده)
یونگی:خوشحالم که سالمی
ا.ت: م مرسی
یونگی:ا.ت الان بهتری
ا.ت: کی مرخص میشم
یونگی: نمیدونم
دیدگاه ها (۱۰)

یونگی ویورفتم پیش دکتر تا ببینم ا.ت کی مرخص میشهدکتر: فردا ...

فردا صبحیونگی ویورفتم کارای ترخیص ا.ت و انجام دادم ا.ت: انجا...

جین ویورفتیم سمت همون بیمارستانی که گفت رسیدیم دیدم دکتر او...

یونگی ویودست ا.ت گرفتم بردم بیرون واقعا حرص میخوردم وقتی دا...

#سناریو_بی_تی_اس وقتی ا/ت از شکم درد گریه میکنه چون حاملستنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط