{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یونگی ویو

یونگی ویو
رفتم پیش دکتر تا ببینم ا.ت کی مرخص میشه
دکتر: فردا صبح مرخص میشه
یونگی: باشه
لیا: حالش چطوره(بغض)
یونگی: یه چیزی هست به نام به تو چه
لیا: من دوستشم ها
یونگی: منم اربابشم
لیا: من زفیقشم تو اربابش حالا میشه بگی حالش چطوره
یونگی: خوبه
لیا: اوکی
رفتم پیش ا.ت
ا.ت:چیشد
یونگی:فردا مرخص میشی
ا.ت: تا اون موقع من حوصلم سر میره
یونگی: من پیشتم نمیزارم تنها باشی
ا.ت:چرا این همه مهربون شدی
یونگی:هیچی فقط متاسفم که تند میرفتم
ا.ت: ببخشید که منم رفتم با جیمین رقصیدم
یونگی: اشکال نداره
دیدگاه ها (۱۸)

فردا صبحیونگی ویورفتم کارای ترخیص ا.ت و انجام دادم ا.ت: انجا...

ا.ت ویووای خب من الان هیچکاری نکنم حوصلم سر میره اه خدایا من...

جین ویوبعد از چند دقیقه دکتر اومد یونگی: د دکتر حالش چطوره د...

جین ویورفتیم سمت همون بیمارستانی که گفت رسیدیم دیدم دکتر او...

part۴۱به سمت اتاق ا/ت رفتم درو زدم ولی جواب نداد یبار دیگه ز...

~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~*part ¹⁴* ...

Part29

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط