{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد؟!

درد؟!
اصلا درد را چطوری مینویسند؟!
سر بگذار بر بازوان من
دست نگاهم را بگیر
مرا دچار حادثه ای کن که با عشق نسبت دارد.
من عجیب از روزگار رنجیده ام...
دیدگاه ها (۱)

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

عاشقانه های شبنم

تا تو هستے، دلم پریشان نیستدر نگاهم نماد باران نیستبا تو اے ...

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

امشب، پیش از آن‌که چشمانت را به خواب بسپاری، لحظه‌ای مکث کن ...

.✨🌙امشب خواسته هایت را به خدا بسپارخدایا... دعاهای پنهان قلب...

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط