{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باد موهای ِ تو را باز بهم میریزد

باد موهای ِ تو را باز بهم میریزد
مست میرقصد و با ناز بهم میریزد

تار در تار چه با شور میاندازد چنگ
نت به نت خلوت ِ هر ساز بهم میریزد

شعر میخاند و می چرخد و پا می کوبد
چین به چین دامنی از راز بهم میریزد

ناله سر میدهد از داغ ِ دل ِ مرغ ِ سحر
شجریانی از آواز بهم میریزد

آنقدر شاخه نباتی تو که با هر غزلت
حافظ و سعدی ِ شیراز بهم میریزد

پلک وا میکنی و چشم ِ تو کارون ِ من است
پلک می بندی و اهواز بهم میریزد

نه فرودی و نه برخاستنی در توفان
باز برنامه ی ِ پرواز بهم میریزد

بازی آغاز شده یا نشده مات ِ توام
قلعه ویران، صف ِ سرباز بهم میریزد

عاشقت بودم و دلتنگ و نمیدانستی
با همین آه، زمین باز بهم میریزد

میرسد شعر به پایان و جهان سردرگم
پازل ِ هستی از آغاز بهم میریزد


دیدگاه ها (۱)

ﺗﻮ ﻣﮕﺮ ﺟﺎﻡ ﺷﺮﺍﺑﯽ ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﮔﯿﺮﺍﯾﯽ؟ ﺗﻮ ﻧﻪ ﻣﻬﺘﺎبو، ﻧﻪ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪﯼ ﻭ ...

گر بمانی با دلم با تو نفس خواهم کشید آتش عشق تو...

نرخ غزل بوسه ی تبدار توستچونکه هنرمندی آن کار توستآنکه چو من...

.

باد موهای ِ تو را باز بهم میریزدمست میرقصد و با ناز بهم میری...

راضیه رضایی شاعر زاهدانی

جهانی را به هم می ریزی از دلبر شدن هایتاز این رعنا، از این غ...

مریم گمار شاعر کرمانشاهی

ماندانا زندیان شاعر اصفهانی

فهیمه رجبی عالی شاعر رزنی

پرونده ی همون دختر رو میز کارم بود برداشتمش _خب ببینم قضیه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط