{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینو گذاشتم دوستای گلم بخونن شاد شن

اینو گذاشتم دوستای گلم بخونن شاد شن

دیروز ته اتوبوس بدجوری چهره ام گرفته و درهم بود که یه پیرزن خوش لباس و بانشاط رو کرد بهم گفت: ننه، بگو نی نای نا نای نی نای نای. دیدم میخواد من رو از غصه دربیاره، ازش خوشم اومد. شروع کردم بشکن زدن و باهاش دم گرفتم: نی نای نا نای نی نای نای. یهو فضا عوض شد و همه شروع کردند دست زدن. پیرزنه دست کرد تو کیفش، منم همینطور که مشغول بودم، داد زدم: شاباش شاباش. یه هو دیدم بجای پول، یه دست دندون مصنوعی درآورد، گذاشت دهنش و گفت: نره غول نفهم، ده دفعه گفتم بگو نیاوران نیگه دار؛ حالا باید دو تا ایستگاه پیاده برگردم!
دیدگاه ها (۱۰)

*

بعضی ها را هرچقدر هـم که بــــخواهی،“تــــــــــــــــــمام”...

ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﺧﻪ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪ ،ﻫﺮﮔﺰ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺷﺎﺧﻪ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ...

عادت به شرایط بد!!!آیا تا به حال به اجبار به دستشویی یا حمام...

شیپ ناروتو و ساسوکه... عشق پس از جنگ چند روزه...

از دشمنی تا عشقپارت ۳چند دقیقه بعد...استاد دست زد.استاد: خب،...

پارت 7................

#قلبی_در_دو_بدنP4رفتم تو حیاط شروع کردم به خوندم کتاب که یهو...

پارت چهار

No like ...نه میشد گفت کوه بودند ...نه میشد بگم تپه بودند ....

Part.3

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

پارت: 21 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*قلبم یه ضربان رو جا انداخت...

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط