{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۵۸

پارت ۵۸




معاماه نهایی




« هوانگ هیونجین ، مطمئنم که قبلا راجب اینکه سیگار چقدر برای سلامتی مضره بهت هشدار داده بودم »
سرم رو به سمتش چرخوندم . همیشه وقتی برای سیگار کشیدن قایم میشم پیدام میکنه ، یا شایدم من فقط ضایع بازی درمیارم تا پیدام کنه ؟ با چشمام تمام جزئیات راه رفتنش رو ثبت کردم . بلاخره مثل همیشه شده . کل امروز رو اون خود با اعتماد به نفس همیشگیش نبود . وقتی بلاخره بهم رسید و ژست تکیه دادن به نرده ام رو کپی کرد نگاهم ثابت شد ، چشماش . لعنت بر شیطان ، چشماش بلاخره یه روزی کار دستم میدن .
« و منم مطمئنم گفته بودم که ترک کردنش سخته »
خیره شدن بهش قطعا تفریح مورد علاقمه . البته که این نگاه ها همیشه یک طرفه ‍ن . واقعا جذابیت گرگ و میش از من بیشتره ؟
« در ضمن ، این دو روز رو به خاطر تو خیلی کم کشیدم . سیگار عصر مورد علاقمه ، لطفا ازم نگیرش »
چقدر باید وراجی کنم که توجهش رو جلب کنم ؟ چرا دارم تو مسابقه منظره و هوانگ هیونجین بازنده میشم ؟
« واو ، پس پولدارا واسه سیگار کشیدنشون زمان مختلف دارن ؟ تازه الان منطقی به نظر میاد که چرا همیشه راس ساعت یک غیب میشی و ده دقیقه بعد به دفتر برمیگردی »
« لزوما ، نه همه ، فقط اونایی که وسواس نظم دارن . و ممنون که ظاهرا بهم اهمیت دادی . توی قلبم نگهش می‌دارم »
این صرفا یه جمله در جواب یه جمله دیگه نبود . قراره توی قلبم نگهش دارم تا موقعی که به اندازه کافی مکان خصوصی پیدا کنم که با فکر کردن بهش لبخند بزنم و هه جین دیوونه صدام نکنه .
« بهت اهمیت ندادم . هرکس دیگه ای بود همین‌ کارو میکردم ، فقط عجیب بود که چرا یکی باید بیست دقیقه قبل از وقت استراحت بره استراحت کنه و بعد دوباره برگرده »
همین انتظار میرفت
« مهم نیست ، چون درحال حاضر تنها نشونه ای که میتونم ازت داشته باشم همینه . راستی ، برای شام یکم بیشتر دسر بردار . فهمیدم از نهار خوشت نیومده بود ، رسما چیزی نخوردی . میدونم غذای کره ای دوست نداری ولی نمیتونم یه اشپز دیگه بیارم ، میدون چون سو روحیه حساسی داره و اینکه-»
« به خاطر این که از غذا خوشم نیومده کم نخوردم . کم خوردم چون فکرم مشغول تو بود »
یا خود مسیح و تمام اعضای خانوادش ( واضحه دارم جملات پرستشی برای مسیح کم میارم ؟ وقتشه انجیل بخونم )


بچه ها این دو پارت خیلی حساسن لطفا بهشون عشق کافی بورزین 😭


#هیونجین #رمان #فیکشن #سناریو #استری_کیدز #تکپارتی #hyunjin #stray_kids
دیدگاه ها (۱۵)

پارت ۵۹معامله نهاییحرفم رو پس میگیرم . رین اصلا به حالت عادی...

پارت ۵۷معامله نهاییسل وقتی دارم این پارتو مینویسم برقا رفته ...

پارت ۵۶معامله نهایی خیلی وقت از اونموقع گذشته . صبحانه و حتی...

سلام بچه ها ببخشید این مدت کم پیدام دارم برای کنکور درس میخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط