{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرامم؛

آرامم؛

دارم به خیال تو راه می روم،

به حال تو قدم می زنم.

 

آرامم؛

دارم برای تو چای می ریزم، کمرنگ و استکان باریک، پررنگ و شکسته قلم.

 

آرامم؛

دارم برای تو خواب می بینم؛ خوابی خوب، خوابی خوش، خوابی پر از چشمهای قشنگ تو.

صدای جانم گفتن تو و برای تو مردن من.

 

آرامم؛

به خوابی پر از خیلی دوستت دارم،

پر از کجا بودی،

پر از سلام، دلم برای تو تنگ شده است.

دارم برای تو خواب می بینم.

 

آرامم؛

کنار تو حرف می زنم،

چای می ریزم،

تنت را بو می کنم

و لبت را می بوسم،

دستت را می گیرم

و به سمت پاییز قدم می زنم

و دل به دریا می زنم

و به تو سلام می کنم:

سلام علاقه خوبم! علاقه جان من!

من به خیال تو آرامم.

می دانی؟

من سالهاست به دوست داشتن تو آرامم.

(افشین صالحی)
دیدگاه ها (۵)

کاش دینی بود بنام انسانیت...مذهبی بنام محبت...قبله ای بنام ع...

همه از راه رفتن زیر بارون لذت نمیبرن

نـــــــــــگران من نبــــــــــــاش من آنقدر امـــــــــــر...

دلم قدم زدن می خواهدبا یک چتر زیر باران ...تو هزار بار بگویی...

خواب رویاییpart: ۲ ...

روانپزشک

پارت ۳۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط