{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می روم چون سایه ای تنها نمی دانم کجا

می روم چون سایه ای تنها نمی دانم کجا
خویش را گم کرده ام اما نمی دانم کجا

سایه ی آشفتگی ها از سرِ دل کم مباد
ساحلی ممکن تر از دریا نمی دانم کجا

سر به صحرا می نهد دریا نمی دانم چرا
دل به دریا می زند صحرا نمی دانم کجا

با من امشب خلسه ی یاد کدامین آشناست؟
روزگاری دیده ام او را نمی دانم کجا

دیدمش در کوچه سارانِ غبار آلودِ وهم
او نمی دانم که بود، آنجا نمی دانم کجا

" مرغ آمین " شعله سر داد، ای دریغ افکنده اند
آتشی در خرمن " نیما " نمی دانم کجا

آن قدَر رفتم که حتی سایه ام از پا نشست
مانده بر جا ردّ پایم تا... نمی دانم کجا
دیدگاه ها (۱)

دوست داشتن رو همه بلدند بگند دوست داشتن حرمت داره دوست داشتن...

در خیالات خودمدر زیر بارانی که نیست...میرسم با تو به خانهاز ...

قاصد عشق آمد و کار به سامان رسیدسوز زمستان گذشت، عطر بهاران ...

ای عاشق شیدایی دیوانه شدن تا کیاز این غم تنهایی ویرانه شدن ت...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

« مردِ خواستنی، زنِ خواهان » ‌ در زمان‌هایی نه‌چندان دور، ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

کپشن 🙏👇اینکه یک گناه در جامعه رواج فراوانی داشته باشد دلیل ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط