کپشن

#کپشن 👌🏻
. وقتی برگشت،احساس کردم تمام دنیا را به من بخشیدند...
وقتی تماس گرفت دلم ریخت...
وقتی حرف می زد و در کلمه هایش ، در صدایش، در حس بین حرف هایش هزاران دوستت دارم و مرا ببخش که بد کردم و امیدوارم رابطه مان باز از سر گرفته شود و به روال سابق برگردد موج می زد؛ لبخند زدم !

اما...نه...
لحظاتی بعد که به خودم آمدم،دیدم لبخند کوچک و شیرین روی لب هایم جای خود را به پوزخند سپرده.
دیدم همه ی شور و اشتیاقی که در صبح ها و ظهر ها و عصرها و شب ها و کلا روزگار نبودنش، نسبت به بازگشت و شروع دوباره ی رابطه داشتم جای خود را به سردی و عدم اعتماد سپرده...
دریافتم دیگر حتی حس انتقام ندارم و فاجعه اتفاق افتاده...
و فاجعه در رابطه چیزی نیست جز "بی تفاوتی"
دیدگاه ها (۱)

#عکس_نوشته_عاشقانه

#کیا از عشقشون دورن؟!❤️. دوست دارم تو رابرای یک روزاز خدا قر...

چی شد که عاشق شدی؟!و چی شد تهش؟!

#کپشن 👌🏻. همیشه در رابطه یک نفر شروع کننده است.شروع میکند به...

پارت11رمان فیککه یهو نگاه های سنگین کشی رو روی خودم حس کردمن...

نام:وقتی پسر داییت بود و بعد از ۱۵ سال دیدیش پارت:۵بعد از ای...

پارت 7 شرط کامنت ها 30ج:که دیدم مامانم به دوتا از بادیگارد ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط