{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستت دارم

دوستت دارم
اما برایِ خودم نمی خواهمت !
که خواستن ، عینِ خودخواهی است و داشتن ، عینِ از دست دادن ...
نزدیک تر نیا ! من سالهاست که از آدم های این شهر ، فاصله می گیرم .
کسانی را از دور دیده ام که بهترین بودند و نزدیک که می شدند ؛ خنجرهایشان را می دیدم که گلویِ اعتمادم را ذره ذره می برید ،
من از نزدیک شدن ها زخمی ام ... نزدیک تر نیا !
بگذار از دور تو را بخواهم ،
که انتظارِ امنیتِ آغوشِ تو شیرین است ، حتی اگر به بلندایِ یک عمر ،
حتی اگر برایِ «ابد» باشد ...
دیدگاه ها (۴)

رقص مرگ و عشقp¹⁴درِ اتاقِ کار با صدایِ تلخی بسته شد. اتاقِ ت...

پارت دوم جنگ میان قلب و مغز

پیمان نقره ای

p17

پارت ۱۵چند روز از گردش آخر هفته گذشته بود.رابطه‌ی نیلسو و جو...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۸: سکوتِ ناگفته‌هاسوآ هنوز همون‌جا ایستاد...

#تکپارتیموضوع:(صبح بعد از راب٫طه)هیونجین/ا.تبا احساس حرکت دس...

شخصیت های توکیو ریونجر به عنوان پدر یاندر

صدای شلیک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط