عشق روانی من
☆عشق روانی من (۳)☆
☆لباس هیروکو اس (۲)☆
خب زر زدن بسه بریم ادامه بدیم اینو🎀🗿
+هانما و هیروکو سوار ماشین شدند ورفتن بار به میزی که تاتسو (همونی که باهاش قراداد میبندن) نشسته بود هانما و هیروکو نشستند ، هیروکو کنار هانما نشسته بود سرش پایین بود +
تاتسو : سلام شوجی این خوشگله کیه؟(با نیشخند دندون نما)
هانما: نامزدمه (با نگاه مغرورانه)
+تا هیروکو خواست چیزی بگه هانما دستشو گرفت و فشرد، اون هم ساکت شد +
تاتسو: نمیخوای خودتو معرفی کنی خانوم کوچولو؟
(هانما در ذهن: عوضی لعنتی فقط من حق دارم روش لقب بزارم )
هیروکو: من هیروکو هستم (با لبخند چشم بسته)
تاتسو: از دیدنت خوشحالم خانوم کوچولو
هانما: خب بریم سر اصل مطلب 💢(با لبخند عصبی)
تاتسو: اوه، باشه
هانما: قرار بود شما به ما اسلحه بفروشید من در این برگه قیمت مدنظرمون رو نوشتم
+اون برگه رو داد به تاتسو و تاتسو با دیدن قیمت تعجب کرد +
هانما: میبینم از این قیمتی که در نظر گرفتیم خوشتون اومده؟(با پوزخند)
+تاتسو خودشو جمع و جور کرد و.. +
تاتسو: قیمت خوبیه
هانما: پس به توافق رسیدیم
تاتسو: درسته، راستی چیزی نمینوشید؟
هانما: مثل همیشه شراب رو ترجیح میدم هیروکو تو چی؟
هیروکو: ابمیوه
تاتسو: پس اهل شراب نیستی (میخنده)
هیروکو: برای سلامتیم ضرر داره به علاوه من یه دکترم پس باید مراقب سلامتیم باشم
تاتسو: چه جالب
هانما: گارسون(گارسون رو صدا میکنه🗿)
گارسون: بله چیزی لازم داشتین؟
هانما: یه شراب و یه ویسکی و ابمیوه بیار
گارسون: چشم
+گارسون اورد و هانما بعد از اتمام نوشیدنیش بلند شد +
هانما: خب پس اقای تاتسو کون وقتی سفارشات رو اوردید بقیه اش با کوکونوی هست (امیدوارم کو.. کوکونوی بخاطر این همه پولی که میدع پاره نشه🗿)
تاتسو: پس به امید دیدار
هانما: فکر نمیکنم (دست هیروکو رو گرفت و سوار ماشین شدند و به سمت عمارت رفتند و داخل رفتن،)
هیروکو: من نامزد شما که نبودم
هانما: بخاطر حرصم گفتم جدی نگیر، شایدم بگیر(زیر لب)
هیروکو: به هرحال من میرم بخوابم
هانما: باش برو
+هیروکو رفت لباساشو عوض کرد و روی تخت دراز کشید و کم کم خوابش برد، هانما لباساشو عوض کرد و رفت خوابید +
به نظرتون این فن فیک تا پارت 20 ادامش بدم؟(میدونم تازه شروع کردم🗿🎀💋)
☆لباس هیروکو اس (۲)☆
خب زر زدن بسه بریم ادامه بدیم اینو🎀🗿
+هانما و هیروکو سوار ماشین شدند ورفتن بار به میزی که تاتسو (همونی که باهاش قراداد میبندن) نشسته بود هانما و هیروکو نشستند ، هیروکو کنار هانما نشسته بود سرش پایین بود +
تاتسو : سلام شوجی این خوشگله کیه؟(با نیشخند دندون نما)
هانما: نامزدمه (با نگاه مغرورانه)
+تا هیروکو خواست چیزی بگه هانما دستشو گرفت و فشرد، اون هم ساکت شد +
تاتسو: نمیخوای خودتو معرفی کنی خانوم کوچولو؟
(هانما در ذهن: عوضی لعنتی فقط من حق دارم روش لقب بزارم )
هیروکو: من هیروکو هستم (با لبخند چشم بسته)
تاتسو: از دیدنت خوشحالم خانوم کوچولو
هانما: خب بریم سر اصل مطلب 💢(با لبخند عصبی)
تاتسو: اوه، باشه
هانما: قرار بود شما به ما اسلحه بفروشید من در این برگه قیمت مدنظرمون رو نوشتم
+اون برگه رو داد به تاتسو و تاتسو با دیدن قیمت تعجب کرد +
هانما: میبینم از این قیمتی که در نظر گرفتیم خوشتون اومده؟(با پوزخند)
+تاتسو خودشو جمع و جور کرد و.. +
تاتسو: قیمت خوبیه
هانما: پس به توافق رسیدیم
تاتسو: درسته، راستی چیزی نمینوشید؟
هانما: مثل همیشه شراب رو ترجیح میدم هیروکو تو چی؟
هیروکو: ابمیوه
تاتسو: پس اهل شراب نیستی (میخنده)
هیروکو: برای سلامتیم ضرر داره به علاوه من یه دکترم پس باید مراقب سلامتیم باشم
تاتسو: چه جالب
هانما: گارسون(گارسون رو صدا میکنه🗿)
گارسون: بله چیزی لازم داشتین؟
هانما: یه شراب و یه ویسکی و ابمیوه بیار
گارسون: چشم
+گارسون اورد و هانما بعد از اتمام نوشیدنیش بلند شد +
هانما: خب پس اقای تاتسو کون وقتی سفارشات رو اوردید بقیه اش با کوکونوی هست (امیدوارم کو.. کوکونوی بخاطر این همه پولی که میدع پاره نشه🗿)
تاتسو: پس به امید دیدار
هانما: فکر نمیکنم (دست هیروکو رو گرفت و سوار ماشین شدند و به سمت عمارت رفتند و داخل رفتن،)
هیروکو: من نامزد شما که نبودم
هانما: بخاطر حرصم گفتم جدی نگیر، شایدم بگیر(زیر لب)
هیروکو: به هرحال من میرم بخوابم
هانما: باش برو
+هیروکو رفت لباساشو عوض کرد و روی تخت دراز کشید و کم کم خوابش برد، هانما لباساشو عوض کرد و رفت خوابید +
به نظرتون این فن فیک تا پارت 20 ادامش بدم؟(میدونم تازه شروع کردم🗿🎀💋)
- ۵.۶k
- ۲۳ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط