{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو ذهنم قدم میزنم تو تاریکی مطلق

تو ذهنم قدم میزنم تو تاریکی مطلق
این شهری که تو ذهنم ساختم هیچ وقت روز و روشنایی نداشته !
تواون شهر فقط یه خونه کوچیک هست که اونم تاریکه
من همیشه خوابم
تاریکی ها خیلی وقت است هجوم اوردند!
برای فرار از سختی های روزمره به تاریکی میرویم و میخوابیم ..
#خاص
دیدگاه ها (۱)

تو گریه هاتو بدی به من پر بشی از خنده #خاص

دلم اونجاییو میخاد که همه تنهاییاش سهمه ادم بَدا شه #خاص

جنگ تمام شده بود و حالا صلح داشت آدم می‌کشت. ...

تکو تنها تو خیابونا نه اونا از ما راضی نه ما از اونا.. #خاص

Hidden Melody in Midnight Seoulp.24(از زبون جونگ‌کوک)امروز ت...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.30(از زبون نویسنده)کم‌کم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط