تو ذهنم قدم میزنم تو تاریکی مطلق
تو ذهنم قدم میزنم تو تاریکی مطلق
این شهری که تو ذهنم ساختم هیچ وقت روز و روشنایی نداشته !
تواون شهر فقط یه خونه کوچیک هست که اونم تاریکه
من همیشه خوابم
تاریکی ها خیلی وقت است هجوم اوردند!
برای فرار از سختی های روزمره به تاریکی میرویم و میخوابیم ..
#خاص
این شهری که تو ذهنم ساختم هیچ وقت روز و روشنایی نداشته !
تواون شهر فقط یه خونه کوچیک هست که اونم تاریکه
من همیشه خوابم
تاریکی ها خیلی وقت است هجوم اوردند!
برای فرار از سختی های روزمره به تاریکی میرویم و میخوابیم ..
#خاص
- ۹.۷k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط