عشق. پنهان. من
[²⁰]
/ دهنتو ببند ......
بلند شد و اومد روی پاهای کوک نشست ولی نگاه های عموی. کوک روش بود تد اگه. دخترشو هول. بده سر ات بلایی میاره
کوک هم مجبور. شد. نگهش داره که دختر شروع کزد به بالا پایین پردن
کوک. سزیع. پردتش کرد پایین که اشک الکی در اورد و رفت پیش. بابا بزرگش
/ ددی ببین این یکی ددی با من چی کار میکین
×....
! چرا اون کارو کردی جینا [ اعصبی ]
* هیی با دختر من درست حرف بزن
× تو دخالت نکن
*....
نیش خندی زدم و گفتم
+ باید. یه چیزی رو بگم روبارهی. خانپ جینا هست
* میسیز کوچولو شما. باید نگران خودت باشی[ نیش خند]
+ هستم چرا که نه ولی اینجوری که به مشامم میاد باید نگاه کنید که دختر عزیز دور دونتون که ادعا میکنه که زیر کسی نبوده و پ.ر.د.ه. داره داره خودشو رو میکنه [ با کمال احترام بی احترامی 🤌🏻😌🙂↔️]
گوشیمو باز کردم و ¹² تا از عکسایی که دختر. ج.ن.د.هش توی اتاق بود رو. گذاشتم روی میز و گوشی. رو سمت پدرش د. پدر بزرگش راهی کردم
+ اونجوری که من فهمیدم ⁶ نفر اینشونو به اتاق های مخصوصی راهی کردن و با بدن. درد و لباس های به هم ریخته از اونجا خارج. شدن [ نیش خند ]
× هیونجون دختر کیریتو. بر میداری و از خونه از. زندگی. جئون گم میشی [ عربده ] ..........
* دختره ی بی شرم گمشو بیا دنبالم
/ چشم پدر
اونا. رفتن و بقیه شروع کردن به غذا خوردن
ویو کوک :
از کارش شکه شدم واو. باورم. نمیشد انقدر مطمعنه
داشتم غذامو میخوردم که پدر بزرگ حرف زد
×دخترم من میخوام با پدرت حرف بزنم کی میتونم ببینمش؟
-پدر بزرگ هفته ی. بعد
×باشه. شامتو بخور
! اینو کی درست کرده خیلی خوشمزست [ روبه اجوما ]
علامت. اجوما"
" اربابا اینو ا_خانوم جئون. درست کردن
!جدی[ با ذوق ]
+بله
×واو کاش زود تر به دنیا میومدی خودم باهات ازدواج میکردم
+حتما [ خنده ی اروم]
-بابا بزرگگگگگگگگگگگ
×باشه باشه شوخی کردم بی جنبه
-من بی جنبه نیستم
×+! هستی
-جدی ؟
×! بله
ویو بعد از. غذا
همه غذاشونو تموم کردن و منتظر بودن تا پدر بزرگ کوک احازهی. بده تا بلند شیم
×خوبه. بلند شید
همه بلند شدن و. دختراداومدن که میزو جمع کنن منم خواستم کمک کنم کا کوک مچ دستمو گرفت و اروم جوری که خودم بشنوم گفت
-مثلا دوست دخترمی
+خوب. باسد دل بری. کنم دیگه
!چی پچپچ میکنید؟
-هیچی نیست
×فک نکنم
+من. کمک. کنم پیزو جمع کنن
!اوووووو چه عروس مهربونی دارم 😊
+خواهش میکنم
شروع کردم به. جمع. کردن میز بعدش رفتم توی اشپز خونه
علامت لینا@
@دختر کی دوست دخترش شدی ؟
@چرا بهم نگفتی ؟
+نه فقط قرار دادیه
@اهان یه دقیقه. سکته کردم
+چرا سکته؟
@ بابا از ۱۰۰. درصد این. عمارت. ۹۹ درصدشون. روش کراشن
+حتا. بادیگاردا ؟
@خندید
@شاید
+ بس کن بیا جمعشون کنیم
@ولی خیلی خوب جواب اون. جنده رو دادی
+میدونم
@ دیونه [ خنده]
×اتتت
+بله
× یه دقیقه بیا اینجا
+ بله
× دخترم من با پدرت. حرف میزنم دربارهی. مراسم ازدواجتون
/ دهنتو ببند ......
بلند شد و اومد روی پاهای کوک نشست ولی نگاه های عموی. کوک روش بود تد اگه. دخترشو هول. بده سر ات بلایی میاره
کوک هم مجبور. شد. نگهش داره که دختر شروع کزد به بالا پایین پردن
کوک. سزیع. پردتش کرد پایین که اشک الکی در اورد و رفت پیش. بابا بزرگش
/ ددی ببین این یکی ددی با من چی کار میکین
×....
! چرا اون کارو کردی جینا [ اعصبی ]
* هیی با دختر من درست حرف بزن
× تو دخالت نکن
*....
نیش خندی زدم و گفتم
+ باید. یه چیزی رو بگم روبارهی. خانپ جینا هست
* میسیز کوچولو شما. باید نگران خودت باشی[ نیش خند]
+ هستم چرا که نه ولی اینجوری که به مشامم میاد باید نگاه کنید که دختر عزیز دور دونتون که ادعا میکنه که زیر کسی نبوده و پ.ر.د.ه. داره داره خودشو رو میکنه [ با کمال احترام بی احترامی 🤌🏻😌🙂↔️]
گوشیمو باز کردم و ¹² تا از عکسایی که دختر. ج.ن.د.هش توی اتاق بود رو. گذاشتم روی میز و گوشی. رو سمت پدرش د. پدر بزرگش راهی کردم
+ اونجوری که من فهمیدم ⁶ نفر اینشونو به اتاق های مخصوصی راهی کردن و با بدن. درد و لباس های به هم ریخته از اونجا خارج. شدن [ نیش خند ]
× هیونجون دختر کیریتو. بر میداری و از خونه از. زندگی. جئون گم میشی [ عربده ] ..........
* دختره ی بی شرم گمشو بیا دنبالم
/ چشم پدر
اونا. رفتن و بقیه شروع کردن به غذا خوردن
ویو کوک :
از کارش شکه شدم واو. باورم. نمیشد انقدر مطمعنه
داشتم غذامو میخوردم که پدر بزرگ حرف زد
×دخترم من میخوام با پدرت حرف بزنم کی میتونم ببینمش؟
-پدر بزرگ هفته ی. بعد
×باشه. شامتو بخور
! اینو کی درست کرده خیلی خوشمزست [ روبه اجوما ]
علامت. اجوما"
" اربابا اینو ا_خانوم جئون. درست کردن
!جدی[ با ذوق ]
+بله
×واو کاش زود تر به دنیا میومدی خودم باهات ازدواج میکردم
+حتما [ خنده ی اروم]
-بابا بزرگگگگگگگگگگگ
×باشه باشه شوخی کردم بی جنبه
-من بی جنبه نیستم
×+! هستی
-جدی ؟
×! بله
ویو بعد از. غذا
همه غذاشونو تموم کردن و منتظر بودن تا پدر بزرگ کوک احازهی. بده تا بلند شیم
×خوبه. بلند شید
همه بلند شدن و. دختراداومدن که میزو جمع کنن منم خواستم کمک کنم کا کوک مچ دستمو گرفت و اروم جوری که خودم بشنوم گفت
-مثلا دوست دخترمی
+خوب. باسد دل بری. کنم دیگه
!چی پچپچ میکنید؟
-هیچی نیست
×فک نکنم
+من. کمک. کنم پیزو جمع کنن
!اوووووو چه عروس مهربونی دارم 😊
+خواهش میکنم
شروع کردم به. جمع. کردن میز بعدش رفتم توی اشپز خونه
علامت لینا@
@دختر کی دوست دخترش شدی ؟
@چرا بهم نگفتی ؟
+نه فقط قرار دادیه
@اهان یه دقیقه. سکته کردم
+چرا سکته؟
@ بابا از ۱۰۰. درصد این. عمارت. ۹۹ درصدشون. روش کراشن
+حتا. بادیگاردا ؟
@خندید
@شاید
+ بس کن بیا جمعشون کنیم
@ولی خیلی خوب جواب اون. جنده رو دادی
+میدونم
@ دیونه [ خنده]
×اتتت
+بله
× یه دقیقه بیا اینجا
+ بله
× دخترم من با پدرت. حرف میزنم دربارهی. مراسم ازدواجتون
- ۷۰
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط