{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی از خدا پرسید تو چه میخوری؟ چه میپوشی ؟در کجا ساکنی؟

کودکی از خدا پرسید تو چه میخوری؟ چه میپوشی ؟در کجا ساکنی؟

خدا ارام بر دل کودک زمزمه کرد...

غصه ی بندگانم را میخورم...عیب بندگانم را میپوشانم ودر قلب شکسته ی آنان ساکنم
دیدگاه ها (۱)

؛/

خدایــــا..کودکیــــــــــــــم راگرفتی ،، جوانـــــــــــی...

روزهـا مـیـگُـذَرَن‍ـد . .و مَنـ هـَر روز . .دُنـیـا را ب‍ـی...

اشــــــــــک شوره مگه نهاین همه با این دستــــام پاکشــون ک...

ای صفائیه قلب زارم...ای حرم امن دل بی‌قرارم...به عشق تو یا ع...

اگه حاجت داری بگو یا حسن بن علی 🤲🖤 شهادت مظلومانه‌ی کریم اهل...

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

LESSON

آمدم بنویسم کاش آدمیزاد قدرت داشت از همه عزیزانش دفاع و حمای...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌ویکم 𓆪 🖤🥀اسما به سارا خیره مانده بود.ـ «...

پارت ۵ | غریبه‌ی آشناآراد آرام از پله‌ها بالا رفت.هلیا پشت س...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت هــفتم 𓆪 🖤🥀ساعت از سه...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت چهل‌وششم 𓆪 🖤🥀اتاق در سکوت فرو رفته بود.اسما ...

🦢 پارت بیستم | گذشته‌ی جنگکوکلیانا تمام روز به اتفاق صبح فکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط