{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیستی

نیستی
و چنان باران،بر شیشه ی تنهایی میبارد
که خواب دل را برده است به کوچه های خلوت بارانی...
عابر تنهایی کوچه های باران شده ام
بی چتر،بی صدا و بی...تو نیستی
تا تکرار زمزمه های نبودنت را باور کنی
تا دستان باران را لمس کنی
و آغوش نسیم برگ ریز را بر شانه های خسته ام رها کنی...
برگهای بیقرار دل
یکی یکی میریزند نیستی
تا قدم بر آنها گذاری و کمی برایم از بیقراریشان شعربگویی
کاش پاییز دلم را نقش میزدی
با بودنت...
افسوس که در این همه پاییز،که برایت نقش زده ام دیگر نیستی
دیدگاه ها (۱۰)

پاییز که می‌رسد، انگار دنیا دوباره آرام‌تر نفس می‌کشد… 🍂هوا ...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت نهم: بازگشتِ سایه‌...

‍ میخوانمت .. به طعم بوسه های باران بر حریر آبی عشق و نقش می...

میخوانمت... به طعم بوسه های باران بر حریر آبی عشق و نقش میزن...

میخوانمت... به طعم بوسه های باران بر حریر آبی عشق و نقش میزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط