{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب یهو دلم براش تنگ شد...خدایا من ک ازش بیزارم این چه ح

امشب یهو دلم براش تنگ شد...خدایا من ک ازش بیزارم این چه حس مزخرفیییییییه آخه...رفتم پروفایلش شمارم و نداره و شمارش و حفظم دعا میکردم خطش و فروخته باشه اصلا...دیدم عکسش و دلم ریخت ضربان قلبم رو 1000شاید من ازش بیزارم پس چرا هنوز بضی وقتا ب یادش می افتم چرا مثل قبلا ها تا اسمش میاد قلبم تند تند میزنه چرا... چرا آنلاین بود...........
دیدگاه ها (۵)

مثل هر شببب کپشنننن😎🎀عروسک من😈🔞پارت چهل و نُه+آقای راننده نی...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت نهمویو اتچند روز از مرگ پدرم گذ...

مافیای من

I'm not jealous part 59با بغض لب زد _این حرف آخرته؟لعنتی کاش...

وقتی میخواستی بری استخر ولی...²با رفتن تو،جونگکوک هم برگشت ت...

#in_your_eyespart_9۷ویو کایلافردای اون روز..از همون لحظه‌ای ...

بریم✨ با این حرف های اون دختر تو خیلی عصبانی شدی و اضطراب رو...

فیک اتاق ساکت سیصدو هفت

..عشق تلخ.داستان از کجا شروع میشه یه روز مثل همیشه برای کار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط