{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر مشکوک است!!

چقدر مشکوک است!!
قطره اشکی که...
می چکد ساکت...
و نمی دانی...
به کدام بهانه آمد! و چرا بی بهانه..
رفت...!!
دیدگاه ها (۱)

ﭼِــﺮﺍ ﻣَﺮﺍ ﺧـــﺎﮐـ ﻧﻤﮯﮐﻨﻨــﺪﺗَــﻨَــﻢ ﺳـَـﺮﺩ ﺍَﺳــﺘــﺍِﺣﺴـ ...

.متن ناب .یکــــــــــ بار که تنــــــــــها بمانییکــــــــ...

برای رفتن...چمدان میبندنبرای ماندن دل...من کدام راببندم...!ک...

به اندازه ی …بی خیال …تو فکر کن دوستت ندارممن از پس اندازه گ...

گفت: در چشمانِ من غرق تماشایی چقدر گفتم: آری، خود نمی‌دانی ک...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

گفت در چشمان من غرق تماشایی چقدر گفتم آری خود نمی‌دانی که زی...

بعضی وقتا خسته نمی‌شی… فقط خالی می‌شی،نه اشکی می‌مونه، نه حر...

خداوندا! اگر به انداه ای که تو از من می دانی، من از خودم می ...

دلم گرفته از این روزگار بحرانی دلم گرفته خدايا نگو نمي دانيز...

خاطره تلخ شهریار از آزار به کودکان قحطی زده آذربایجان

گرم بود...آرام آرام پایین می آمدچشم هایش را می دیدم...نگاهش ...

🚩 خاطره تلخ شهریار: شهریار میگه آدمهای پیشه‌وری بچه‌های گرسن...

ناکجا آباد موعود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط