p

p11
مافیای آمریکایی من
ویو صبح ا.ت:
تهیونگ رفت سر کار و‌من حوصلم سر رفته بود پاشدم لباس تهیونگ رو پوشیدم یه ژست گرفتم و همشو رو امتحان کردم و یه عکس گرفتم ای اعضای فرستادم (منظورش شوگا،جین،جیمین،کوک،جیهوپ بود) یک گروه زده بودیم که تهیونگ توش نبود همه ترکیدن از خنده و با لباس زناشون برام عکس فرستادم(اسلاید های دیگه عکس لباسا ی زناشون ببخشید عکسا کیفیتش بده😔)بعد مدتی خنده داستان دیشب براشون تعریف کردم خولاصه خیلی خوش گذشت
ویو تهیونگ همان لحظه:
رفتیم بند عموی ا.ت رو برای خودمون کردیم و گروه رو بزرگتر کردیمدلم خنک شد ولی تو اتاق پر از دختر های لخت بود بی حال روی زمین افتاده بود بعضی ها هم خونی یا بی هوش بودن بعد از اینکه معاینه کردمش دادملباس تنشون کردن مرتیکه زناشون با حالت مست پول در می‌آورده از دخترا پرسیدیم مادر پدر دارید یا نه همه گفتن نه مردک کارش. خوب بلده
دیدگاه ها (۰)

p12مافیای آمریکایی منویو تهیونگ:همه خدمت کاراشونو در خدمت ما...

p14مافیا ی آمریکایی منویو تهیونگ :مگه نگفتم لباس باز نپوش تو...

p10مافیا ی آمریکایی منویو ا.ت:عمو:بلاخره که گیرت میارم دختر ...

p9مافیای آمریکایی منویو ا.ت:زدم زیر گریه تهیونگ: آروم باش آر...

: دختر خاله تهیونگ با صدای بلند خندید و گفت اینو از تو سطل ا...

love Between the Tides¹⁸ ا/ت خیلی احساس ترس تو خونه ی تهیونگ...

ویو ا،ت صبح از خواب پاشدم رفتم دست و صورتمو شستم کارای لازم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط