#پارت_64

#پارت_64



زانو زدمو التماس کردم ...

- ازادش کن ازادش کنننن



+ افرین تازه حرف گوش کن شدی



اومد سمتمو یه لگ زد توی دلم .... هیچ کاری نمتونستم بکنم ، احساس بی ارزش بودن داشتم ...

- آزادش کن التماست میکنم ...



+ چشم ازادشم میکنم ، ول قبلش باید تنشو ببنم ...



- چی میگی کث....اااافتتتت ....



+ ( خنده ) به زودی میفهمی...



چن نفر اومدم دستمو گرفتن ... اون عوضیم رفت سمت ایتک ،، دستشو روی صورتش کشیدو اروم اروم رفت پایین ...




- ولش کن میگم .... ولشش کننن

گوش نکرد به حرفم ...



- ولشششش کننننن ، میکشمتتتت




همین که گفتم میکشمت ، امیر و ارش و چن نفر دیگه حمله کردن ....



دخل همه رو اورد ...‌ بدنم بدجور خالی کرده بود ... رفتم سمت ایتکو بغلش کردم ...



× ارشام دلم درد میکنه ....



-ارش ماشینو اماده کن ( فریاد )


سوار ماشین شدیمو. رفتیم سمت بیمارستان ...



ایتک بیهوش بود ... دکتر که از اتاق اومد بیرون رفتم سمتش ...



- حالش چطوره اقای دکتر ...



+ نگران نباشید ، خطرو پشت سر گذاشتن ، مادر بدن قویی داره و بچم حالش خوبه ...


- ممنونم ...



زانو هام دیگه کشش تحمل اینهمه چیزو نداشت ... روی صندلی نشستم که پدرمم اومد ...



+ ارشام حالت خوبه


- نه بابا نه


+ درست میشه نگران چیزی نباش
دیدگاه ها (۱)

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

پارت ۹عشق یا حسرتپرستار :جناب جئون خانم کیم حالشون خوبه(بچه ...

پارت 40ویو آت:صدای بلندی ناگهان توی مسیر پیچید. 💥🏁همه‌چیز در...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.7هوپی:خب...استرس ترس اضطراب ...ناا...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

دیدار باتو (ادامه پارت ۲ )

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توپارت ۳۱ دو روز از ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط