پدرم کاااش میفهمید

پدرم کاااش میفهمید ..
سیب بهانه بود خدا دلش شکست...
خدا دلش میخاست بنشیند و سیب عشق را با آدم بخورد..
او عاااشق آدم بود....
آدم امااا....
سیبی بود که بازیچه دست حوا شد..
..
دیدگاه ها (۲۰)

نامردی زنو مرد نمیشناسه...هه..دنیاستو نقاب هزار رنگ به صورت...

سلام رفقااا...شب همگی بخیر و شادی لطفا این رفیقمونو لایک ...

نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر استبه خیسی چمدانـی کـــه عا...

صدام کناگه یه روزی چشمات پر از اشک شد و دنبال یه شونه گشتی ک...

گاهی انسان به نقطه‌ای می‌رسد که باید بایستد…یک نگاه به پشت س...

برای زنانی که زیر بار «معیشت» خم شدند، نه بی‌اخلاقی…گاهی یک ...

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۳۲ (。☬⁠。⁠)⁩تهه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط