آ خر هفته شد و نامه ز یارم نرسید
آ خر هفته شد و نامه ز یارم نرسید
ازدوصد وعده ، یکی هم به قرارم نرسید
چشم من مانده به راهش که شود مرهم دل
او به درمان دل تنگ و نزارم نرسید
من به امید وصالش، همه شب درپی او
او به بالین تن خسته و زارم نرسید
گشته ام سخت پریشان من از این هجر ولی
امشبم صبح شد و باز نگارم نرسید
می شوم کشته عشقش ، آ خراز بی خبری
می دهد وعده مرا ، لیک کنارم نرسید
گر چه دانم که ندارد خبر از این دل من
باز هم منتظرم ، گرچه بهارم نرسید
ازدوصد وعده ، یکی هم به قرارم نرسید
چشم من مانده به راهش که شود مرهم دل
او به درمان دل تنگ و نزارم نرسید
من به امید وصالش، همه شب درپی او
او به بالین تن خسته و زارم نرسید
گشته ام سخت پریشان من از این هجر ولی
امشبم صبح شد و باز نگارم نرسید
می شوم کشته عشقش ، آ خراز بی خبری
می دهد وعده مرا ، لیک کنارم نرسید
گر چه دانم که ندارد خبر از این دل من
باز هم منتظرم ، گرچه بهارم نرسید
- ۸۷۸
- ۰۶ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط