part
part 80
سوزومه: رفت سر میزش و دوباره شروع کرد به کار کردن ساعت حوالی هفت بود که پرونده هارو تموم کرد رفت پیش کارول
سوزومه: بفرمایید تموم شد
کارول: خسته نباشی
سوزومه: ممنون...... ولی یچیزی
کارول: میشنوم
سوزومه: چنتا از اون پرونده ها با عقل جور درنمیاد
کارول: یعنی چی
سوزومه: هر چهار ماه یک بار انتشار از مبلغ کمتر میشه
کارول: تاریخ های دقیقشو در میاری برام
سوزومه: بله تو لبتابم تاریخ هاشونو ثبت کردم. بیارم
کارول: اره بیار
سوزومه لبتابشو داد به کارول و باهم اون پرونده هارو از پرونده های دیگه جدا کردن
کارول: راست میگی مبلغ یک میلیون دلار (80میلیارد تومان) هر چهار ماه یک بار برای انتشار گرفته میشه ولی به اندازه نصف مبلغ انتشار میشه
سوزومه: میخوای چیکار کنی
کارول: به اقای میلر گذارش بدیم ببینیم چی میشه
سوزومه: اوکی بریم
رفتن سمت دفتر که منشی جلوشونو گرفت
منشی: کارول برای تو که نیاز نیست بگم نمیتونین سرتونو بندازینو برین دفتر
کارول: چنتا پرونده رو باید به اقای میلر نشون بدم
منشی: خودم میدم
کارول: منظورم این بود که باید باهاشون درمورد پرونده ها صحبت کنم
منشی: هر وقت ایشون اومدن بیرون برای نظارت میتونین صحبت کنین
سوزومه حرصش گرفته بود زنگ زد به ری
ری: الو
سوزومه: بیا بیرون کارت دارم
ری: خودت بیا دیگه
سوزومه: مگه منشیت میزاره
ری: اومدم (قط کرد)
منشی: این چه طرز صحبت کردن با اقای میلر
سوزومه: هر جور عشقم بکشه باهاش صحبت میکنم
منشی: ببین دختر جون ما لطف کردیم تورو قبول کردیم چون این شرکت کاراموز قبول نمیکنه و کاکنان هم به سختی پذیرش میشن
سوزومه: وظیفش بود
ری: اینجا چخبر
سوزومه: این منشیتو فردا نمیخوام
منشی: فک کردی کی هستی
سوزومه: رفت سر میزش و دوباره شروع کرد به کار کردن ساعت حوالی هفت بود که پرونده هارو تموم کرد رفت پیش کارول
سوزومه: بفرمایید تموم شد
کارول: خسته نباشی
سوزومه: ممنون...... ولی یچیزی
کارول: میشنوم
سوزومه: چنتا از اون پرونده ها با عقل جور درنمیاد
کارول: یعنی چی
سوزومه: هر چهار ماه یک بار انتشار از مبلغ کمتر میشه
کارول: تاریخ های دقیقشو در میاری برام
سوزومه: بله تو لبتابم تاریخ هاشونو ثبت کردم. بیارم
کارول: اره بیار
سوزومه لبتابشو داد به کارول و باهم اون پرونده هارو از پرونده های دیگه جدا کردن
کارول: راست میگی مبلغ یک میلیون دلار (80میلیارد تومان) هر چهار ماه یک بار برای انتشار گرفته میشه ولی به اندازه نصف مبلغ انتشار میشه
سوزومه: میخوای چیکار کنی
کارول: به اقای میلر گذارش بدیم ببینیم چی میشه
سوزومه: اوکی بریم
رفتن سمت دفتر که منشی جلوشونو گرفت
منشی: کارول برای تو که نیاز نیست بگم نمیتونین سرتونو بندازینو برین دفتر
کارول: چنتا پرونده رو باید به اقای میلر نشون بدم
منشی: خودم میدم
کارول: منظورم این بود که باید باهاشون درمورد پرونده ها صحبت کنم
منشی: هر وقت ایشون اومدن بیرون برای نظارت میتونین صحبت کنین
سوزومه حرصش گرفته بود زنگ زد به ری
ری: الو
سوزومه: بیا بیرون کارت دارم
ری: خودت بیا دیگه
سوزومه: مگه منشیت میزاره
ری: اومدم (قط کرد)
منشی: این چه طرز صحبت کردن با اقای میلر
سوزومه: هر جور عشقم بکشه باهاش صحبت میکنم
منشی: ببین دختر جون ما لطف کردیم تورو قبول کردیم چون این شرکت کاراموز قبول نمیکنه و کاکنان هم به سختی پذیرش میشن
سوزومه: وظیفش بود
ری: اینجا چخبر
سوزومه: این منشیتو فردا نمیخوام
منشی: فک کردی کی هستی
- ۴.۹k
- ۰۴ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط