part
part 81
ری: خانوم بل اروم باشین از این به بعد این خانوم هر وقت خواستن میتونن وارد دفتر بشن
منشی:ولی..... چشم
ری: سوزی توهم اروم باش
سوزومه: اوکی
ری: چیکارم داشتی
سوزومه: بریم یجابشینیم بهت بگم
ری: باشه بریم دفتر
هرسه باهم وارد دفتر شدن سوزومه رفت سمت میز و پرونده هارو گذاشت روی میز رفت روی مبل نشست ری یه نگاه به پرونده ها کرد
کارول: ما فهمیدیم که هر چهار ماه یک بار نصف مقدار مورد نظر کالا منتشر میشه ولی قیمت کل رو میگیرن و همچنین سرپرست پروژه اون روز تو لیست کار کنان نیست
ری: یعنی چی شما این همه مدت چیکار میکردین
کارول: ببخشید اقا ما اون بخش کار نمیکنیم چون امروز مری پاوِل سرش شلوغ بود مرتب کردپ پرونده هارو به خاووم پیترسون سپردم
ری زنگ زد به منشی
منشی: بله اقا
ری: به خانوم پاول بگو بیاد دفتر
منشی: چشم
بعد جند میپ در با صدا اومد با اجازی ری دختری وارد دفتر شد
ری: شما مسعول برسی هر ماهه انتشار کالا هستید
مری: بله
ری: چطور تا الان نفهمیدی که هر چهار ماه نیم میلیون دلار داریم ضرر میکنم درحالی که یه کاراموز تونست اونو تشخیص بده
مری: ببخشید از این به بعد بیشتر دقت میکنم
ری: حقوق این ماهتو لغو میکنم
مری: فهمیدم
ری: میتونی بری
مری: چشم
کارول: منم رفع زحمت میکنم
ری: بفرمایید
هر دو باهم از دفتر رفتن بیرون
سوزومه: میخوای چیکار کنی
ری: میسپارم دست حساب دار خودش ماجرارو درست میکنه
سوزومه: اوم
ری: برو یکم استراحت کن بعد بیا دفتر برای کلاست
سوزومه: اوکی من رفتم
سوزومه رفت بیرون پیش کارول
کارول: کارت خوب بود
سوزومه: ممنون کاری ندارین
کارول: باهام راحت صحبت کن
سوزومه: باشه
کارول: برای امروز بسه اقای میلر گفتن یه ساعت اخر میرید دفتر
سوزومه: پس من دیکه مرخص میشم
سوزومه داشت میرفت که مری جلوشو گرفت
ری: خانوم بل اروم باشین از این به بعد این خانوم هر وقت خواستن میتونن وارد دفتر بشن
منشی:ولی..... چشم
ری: سوزی توهم اروم باش
سوزومه: اوکی
ری: چیکارم داشتی
سوزومه: بریم یجابشینیم بهت بگم
ری: باشه بریم دفتر
هرسه باهم وارد دفتر شدن سوزومه رفت سمت میز و پرونده هارو گذاشت روی میز رفت روی مبل نشست ری یه نگاه به پرونده ها کرد
کارول: ما فهمیدیم که هر چهار ماه یک بار نصف مقدار مورد نظر کالا منتشر میشه ولی قیمت کل رو میگیرن و همچنین سرپرست پروژه اون روز تو لیست کار کنان نیست
ری: یعنی چی شما این همه مدت چیکار میکردین
کارول: ببخشید اقا ما اون بخش کار نمیکنیم چون امروز مری پاوِل سرش شلوغ بود مرتب کردپ پرونده هارو به خاووم پیترسون سپردم
ری زنگ زد به منشی
منشی: بله اقا
ری: به خانوم پاول بگو بیاد دفتر
منشی: چشم
بعد جند میپ در با صدا اومد با اجازی ری دختری وارد دفتر شد
ری: شما مسعول برسی هر ماهه انتشار کالا هستید
مری: بله
ری: چطور تا الان نفهمیدی که هر چهار ماه نیم میلیون دلار داریم ضرر میکنم درحالی که یه کاراموز تونست اونو تشخیص بده
مری: ببخشید از این به بعد بیشتر دقت میکنم
ری: حقوق این ماهتو لغو میکنم
مری: فهمیدم
ری: میتونی بری
مری: چشم
کارول: منم رفع زحمت میکنم
ری: بفرمایید
هر دو باهم از دفتر رفتن بیرون
سوزومه: میخوای چیکار کنی
ری: میسپارم دست حساب دار خودش ماجرارو درست میکنه
سوزومه: اوم
ری: برو یکم استراحت کن بعد بیا دفتر برای کلاست
سوزومه: اوکی من رفتم
سوزومه رفت بیرون پیش کارول
کارول: کارت خوب بود
سوزومه: ممنون کاری ندارین
کارول: باهام راحت صحبت کن
سوزومه: باشه
کارول: برای امروز بسه اقای میلر گفتن یه ساعت اخر میرید دفتر
سوزومه: پس من دیکه مرخص میشم
سوزومه داشت میرفت که مری جلوشو گرفت
- ۴.۶k
- ۰۴ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط