{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۴۰

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۴۰







با خجالتی که از گونه های


داغ صورتیش میزد بیرون.


شروع کرد که به غذا گذاشتن





دهن هیونگش




و اینجا تهیونگی رو داریم






که بهترین حس جهان رو داشت




تهیونگ : منم میخوام به دونسنگم غذا بدم !




ا.ت : هیونگگگ ( خجالت )




تهیونگ : جون هیونگ دورت بگردم من




و بی خبر از پسرا که پشت دیوار داشتن



براشون از خنده ریسه میرفتن



جونگ کوک : یکی باید



تهیونگ هیونگو بگیره( خنده ، اروم )



جین : پدرصگا هنوز رابطشونو




جدی نکردن چه دلی میدن




و قلوه ای میگیرن ( خنده )









ا.ت : هیونگگگگگ



پسرا : بلهههه



ا.ت : کوکی هیونگ ( داد )






کوک : باز چیشده بچه ( داد )




ا.ت : دمبل بنفشای دو کیلویی من کو ؟




کوک : چرا از من میپرسی ؟




ا.ت : کی جز تو و ته ته حرفه ای ورزش میکنه






کوک : اصلا من ورزشم بکنم با این قد و






هیکل پاشم بیام وزنه دو کیلویی بزنم







ا.ت : منطقی بود ( اروم )






تهیونگ : حالا وزنه میخوای چیکار فسقلی ؟








ا.ت : میخوام ورزش کنم هیونگ دمبلام






نیست





تهیونگ : منم میخواستم ورزش کنم







بیا باهم بریم باشگاه





ا.ت : اوم باشه هیونگ




باشگاه ورزشیش رو برداشت و با تهیونگ







رفتن به سمت طبقه ی پایین عمارت که






باشگاه مجهز خصوصی بود




تهیونگ : من نمیدونم چه اصراریه باید این








ورزش هارو انجام بدی اخه منم که یه پسرم








اینکارو نمیکنم اخه ( کلافه )





ا.ت : نچ هیونگ من باید این حرکتو برم ...







باید تارگت کم کردن وزنمو بزنم ( تخس )






تهیونگ : اون کم کنی ؟ والا دیگه وزن







نیست بچه استخون اب میکنی ( کلافه )





ا.ت : نه ببین چقدر چاق شدم !





تهیونگ : محض رضای فاک کسی با خوردن یه









لیوان شیر کاکائو اضافه وزن نمیگره ا.ت







ا.ت : باشه اما من باید این حرکتو بزنم








تهیونگ : می بیافتی دست و پات میشکنه بعد







نمیتونی برای کنسرت موزیک ویدئوت اماده بشیا !




ا.ت : نمیخوام هیونگ ! هرچی شد شد







من باید پنج کیلو و هفتصد دقیقا کم کنم






تهیونگ : ببین فسقلی یا مثل یه جوجه ی









ملوس میری دمبل یه کیلویتو میزنی یا میگم





جونگ کوک مثل گونی سیب زمینی بزنتت





زیر بغل و تا یه با ازرائیل شیر کاکائو نخوردی




نزارتت زمین ( کلافه و خنده )




ا.ت : نمیخوامممم ) جیغ و تخس )



و با تخسی تمام دمبل ده کیلویی رو برداشت




که به خاطر وزن سنگین دمبل واسش داشت




پرت میشد زمین که
دیدگاه ها (۰)

هرچی فیک نویس خوبه اینجا شات شده !https://wisgoon.com/mnijun...

اتیشی که از بارون شروع شد !🐤https://wisgoon.com/btsbtsjkبرات...

https://wisgoon.com/jeon_rosha1خفن ترین نویسنده ی ویسگون ! ف...

ا. ت : مامان دیونه شدی؟ وایسا اگر من و جانگ کوک رو بدوزدن و ...

love in the dark⑥⑦فردا(شب)کوک: سلام ا/ت: یومی کجاست؟ کوک: سل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط