{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه خوش خیال بودم

چه خوش خیال بودم
که همیشه فکرمی کردم در قلب تو محکومم به حبس ابد!!
یکباره جا خوردم ...
وقتی زندانبان به یکباره بر سرم فریاد زد:
هی...تو...آزادی...!
وصدای گام های غریبه ای که به سلول من می آمد!
دیدگاه ها (۱)

...

پای برهنه نیایید...این اطراف چیزهای شکسته فراوان است!!!بغضصد...

باتو هستم ای غریبه،آشنایم میشوی؟آشنای گریه های بی ریایم میشو...

دل بــه دلم کـه نـدادیپا به پـایـم کـه نـیـامـدیدسـت در دسـت...

پارت شیشم

#پارت۱۶رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥دست هاشو رو روی دوتا دسته صندلی...

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط