{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار تا بدون تو عمرم هدر شود

بگذار تا بدون تو عمرم هدر شود

این یک دو روزِ مانده هم اینطور سر شود

 

حالا که سهم من نشده یار من شوی

با من تمام خاطره ها همسفر شود

 

بر غصه ام دوباره بخندد رقیب من

دنیا تمام ، قسمت این یک نفر شود

 

با هر بهانه از دل من دور تر شوی

با هر نگاه ،حسرت من بیشتر شود

 

چیزی نمانده مرگ بیاید ، به جای تو

از عمق غربت دل من با خبر شود ...

 

#مرضیه خدیر
# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

در شبی غمگین تر از احساس منزیر ابری پر پر از احساس من در زمس...

در جستجوی عشق ، اما بی چراغم!عشقی نشد یار دلم ، اما چرا غم؟د...

حالم بد است مثل زمانی که نیستی     !دردا که تو همیشه همانی ک...

قسمت این بود که من با تو معاصر باشمتا در این قصــــه پر حادث...

در عمق جان آدمیان، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدگان پنهان ...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

​ما، اسیرانِ این نقاب‌های زیبا هستیم؛ محکومیم که در اوجِ شکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط