{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از دو یا سه سال کامپیوتر رو روشن کردم و رفتم تو عکسا

بعد از دو یا سه سال کامپیوتر رو روشن کردم و رفتم تو عکسا و یه چیزایی دیدم که خیلیییی برام خوب بود.چند تا عکس از دوران دبیرستان و دوستای قدیمیم که الان هر کدومشون یه جایی از این دنیان و سه تاشون زیر یه خلوار خاک...
یادش بخیر چه روزایی داشتیم...
دیدگاه ها (۴)

My love

چه قشنگ به افق خیره شده اصن اسمشم مثا خودشه.الکی اسمشو نذاشت...

پارت ۳ آنا:داشتم با نینا حرف میزدم که یهو یه پسر با موتور او...

Part :13.... :من لئو ام لئو :اصلا مگه منو میشناسی!؟ و بعد زد...

رمان عشق من واقعیه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط