{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۳

آنا:داشتم با نینا حرف میزدم که یهو یه پسر با موتور اومد

نینا:نگاش نکن

آنا:چرا

نینا:اسمش جونگ کوکه یه پسر خیلی زورگوعه

آنا:وقتی نینا اینو گفت یاده دبیرستان قبلیم افتادم که چقدر بهم زور میگفتم پس سریع سرم رو برگردوندم

جونگ کوک: با موتور به مدرسه رسیدم که یه دختر تازه وارد رو دیدم من به عشق در نگاه اول باور ندارم تا وقتی اون دختر رو دیدم دوست داشتم مثل دختر های دیگه ازش استفاده کنم
چون واقعا خیلی ناز و آروم بود داشتیم هم رو نگاه میکردیم که نینا یه چیزایی پچ پچ کرد که دیگه نگام نکرد ولی برام مهم نبود پس رفتم جلو
و بهش گفتم ....
دیدگاه ها (۱)

بچها پارت ۴ هم گذاشتم ولی تروخدا حمایت کنین جونگ کوک:ولی برا...

پارت ۲آنا : دیدم که دامن لباس فرمم خیلی کوتاست رفتم پیش ماما...

عکس اول: ☆لباس آنا☆عکس دوم: ☆مو های آنا☆عکس سوم : ☆ناخن آنا☆

I belong to that boy.

آنا:رسیدم دم در خونه که یکی دستمو گرفت دیدم جونگ کوکه جونگ ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط