{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می بینمت، بیش از همیشه بیقرارم

می بینمت، بیش از همیشه بیقرارم
می بیندت ... می بینی اش .... من بغض دارم

می بوسمت، مثل سرابی می گریزی
می بوسدت ، کم مانده یک دریا ببارم

موهای کوتاهم مرا از چشمت انداخت
موی بلندش می شود آویز دارم

من چای میریزم برایت....نیستی...حیف
او چای می ریزد برایت...من خمارم!

زانوی تنهایی بغل میگیرم اینجا
او را نوازش می کنی ....جان می سپارم

عکسم به فریاد آمده:خالیست جایت
عکسش در آورده دمار از روزگارم

می خندم و مهمان اخمم می کنی باز
می خندد و من بوسه ها را میشمارم

می خواهمت، می خواهدت، لعنت به تقدیر!
تو حق او هستی و من حقی
نـ
د
ا
ر
م!
.
.
.
.
.

نفیسه سادات موسوی
دیدگاه ها (۵)

می بینمت، بیش از همیشه بیقرارم می بیندت ... می بینی اش .... ...

می بینمت، بیش از همیشه بیقرارممی بیندت ... می بینی اش .... م...

می بینمت، بیش از همیشه بیقرارممی بیندت ... می بینی اش .... م...

‎‌می‌بینمت، بیش از همیشه بی‌قرارممی‌بیندت می‌بینی‌اش من بغض ...

می‌خندم و مهمان اخمم می‌کنی باز... می‌خندد و من بوسه‌ها را...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

تقدیم خواهرعزیزم درویسگون نگار عزیزم دکتر فاطمه عزیز

طوفان زندگی غم بزرگی رو گذاشتم ولی کم نیوردم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط