{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازدواج زوری:

ازدواج زوری:


پارت چهار:



ویولن زن‌ها شروع به آرشه کشی کردن و پیانو نوازان نت هارو به صدا در آوردن و آهنگ شروع به پخش شدن شد
طولی نکشید که سالن پر از رقصنده شد بعضی دختر ها با پسر ها میرقصیدن و برخی پسران با پسرها و برخی دختر ها با دختر ها برخی هم فقط یک گوشه ایستاده بودن و گرم صحبت بودن



دازای: شما رقص بلدین؟
چویا: بله جناب



دازای آروم دستشو سمت چویا دراز کرد


دازای:‌ پس افتخار می‌دید و توی رقص شریک من میشین؟

چویا اول مکث کرد و بعد آروم دستشو توی دست دازای گذاشت
دازای با یک دست دست چویا رو در دست گرفت و با دست دیگر کمر باریک چویا رو در بر گرفت و به خودش نزدیک کرد و چشماش رو به چشم های چویا دوخت اما چشم های چویا فقط پایین و نگاه میکرد دازای چویا رو تا مرکز سالن همراهی کرد و اونجا باهاش رقصید
آهنگ شدت گرفت و دور تند شد هر چی آهنگ سریع تر میشد چویا براش سخت تر میشد که گام هاشو با دازای هماهنگ کنه اما دازای اصلا مشکلی نداشت و با ریتم سرعت می‌گرفت
آهنگ تموم شد و چویا به نفس افتاد آروم و بی صدا نفس نفس میزد اما دازای هنوز نفساش منظم بود چند لحظه دازای دستاشو از دور کمر چویا باز نکرد و فقط بهش توی همون حالت خیره شد اما بعد آروم دستاشو باز کرد و فقط با یک دست دست چویا رو گرفت و آروم به جای قبلی برد



دازای:‌ رقص خوبی بود ازتون ممنونم


چویا که از شدت تندی حرکات صورتش داغ و قرمز شده بود و نفس نفس می زد فقط تونست در جواب سرشو بالا پایین کنه
دازای با دیدن این صحنه آروم خندید و یک لیوان آب به چویا داد
چویا آروم گرفت و خورد
هر چی بیشتر می‌گذشت دازای مطمئن تر میشد
دیدگاه ها (۱)

ازدواج زوری:پارت سه پ.د: دازای اون زیر ۱۷ سالشه اون دختر کوچ...

ازدواج زوری:پارت دومتا اینکه چشماش روی دختری که بیرون از صف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط