{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من غرقم..شایدم غرق نه! گمم شاید این بهتر باشه،بیس چاری دا

من غرقم..شایدم غرق نه! گمم شاید این بهتر باشه،بیس چاری دارم دستُ پامیزنم، تش گم شدم زیر گودیِ چشام..شایدم گذر زمان دارم منو حل میکنه،من حالم خوبه ولی خوبِ واقعی نیست، خوبِ فیکم نیست.من افسردم نیستم، ولی خوشحالم نیستم، انگاری یچیزیو جا گذاشتم و گم کردم،ولی همه چی جوری ک سرجاش نباشه سرجاشه، من خسته شدم انقد گفتم خستم ولی الان دیگ خسته ام نیستم،شاید خسته منه،من میخام حرف بزنم ولی چیزی جز سکوت بیرون نمیاد من نمیخام تو این اتاق حبس باشم ولی حبسم شایدم حبسم تو خودم،من دلم شده مثل هوای بهار، میگیره یهو میباره،با این تفاوت افتابی نمیشه، بارونش کِ میگیره شدت بارش تمام چاله چوله هارو پر میکنه ولی یه جاهمیشه خالی میمونه.
شبُ سکوتُ تاریکی فقط کمی حالمو اروم میکنه، من نمیخام بگم و داد بزنم مبادا حسِ منفی و بد القا کنم به اطرافیانم.‌.
ولی منُ دیگ خودمم نمیفهمه‌.!..




پ‌ن:😂اگزوما نگیرم صلوات.


"من کسی نیستم ک با این زخما دردم بگیره ولی این اشکها رو کی میخاد گردن بگیره..
دیدگاه ها (۱۵)

عاقا میدونم یه چیز شخصیه ولی میتونیدرموردش بگید اوه میخوایید...

عامممم...خب هدفم از گزاشتن پست این بود که راجب احساساتم حرف ...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "62"☆ویو هانا☆آن شب...فکر می‌کردم کارهام زود تموم ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 18زمانی که تمام وجود...

#چند پارتی تهیونگ و اتنزدیکای عصر بود. توی خیابون ها قدم میز...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::part²:《 همه بهش خیره شدن..رئیس پوزخندی زد و ...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۸

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁰ ( Final )سه روز بعد__...

professor Riddle p61

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط