loved be angel
loved be angel
PART 14
اسلاید اول . لباس تهیونگ
اسلاید دوم. لباس ا/ت
اسلاید سوم. فرمانده پارک سوچان ( آشنا میشد در ادامه )
اسلاید چهارم. ماشین تهیونگ
ادمین. ا/ت و تهیونگ لباس هاشون رو عوض کردن و تهیونگ با گوشی ا/ت به یکی از افرادش زنگ زد که بیاد دنبالشون و بعد از تیمارستان اومدن بیرون ....
چند لحظه کوتاه بعد یه ماشین لوکس جلوشون ایستاد و سوار شدن ...
چند مین بعد
ویو عمارت تهیونگ
تهیونگ . پیاده شو
ا/ت . چرا اومدیم خونه ات مگه قرار نبود برین شرکت ؟
تهیونگ. معنی حرف هایی که میزنمو میفهمی دیگه ؟
ا/ت . باشه ... پیاده میشم.. ( هر دو پیاده شدن و رفتن داخل و تمامی بادیگارد ها و خدمتکار ها اومدن به استقبالشون و بهشون تعظیم کردن و کاملا محترمانه بهشون خوش آمد گفتن ...
تهیونگ. از این به بعد تو اینجا زندگی میکنی
ا/ت . چی؟ اخه چرا ؟ من خودم خونه دارم .... تنها هم زندگی نمیکنم که بتونم اینجا بمونم.... از لطفت ممنونم..
تهیونگ. این لطف نبود..دستور بود .. و تک باید اجراش کنی ..
ا/ت. اما ....
تهیونگ . وقتی تصمیم گرفتی با من کا کنی دیگه باید اما و ولی و اگر رو کنار بزاری و مطیع دستورات من باشی ...
ا/ت . چ...چشم ...
تهیونگ. خوبه ... اجوماا
اجوما . سلام ارباب ... خوش اومدین ( تعظیم
تهیونگ. ا هر چه سریع تر تاق ا/ت رو آماده کنید .... اون از این به بعد اینجا می مونه...
اجوما. چشم ارباب ... از ساعه امرتون اجرا میشه ... ( تعظیم و رفت ...
ا/ت . امم....پس کی میریم شرکت ؟
تهیونگ. وقتش که برسه بهت میگم....الانم اجوما و بقیه عمارت دو بهت نشون میدن ... منم فعلا باید برم ...
ا/ت . باشه...
تهیونگ. و اینکه من پسر خاله ات نیستم که جلدی بقیه انقدر راحت باهام حرف میزنی ... رسمی باش ..
ا/ت . چشم ..
تهیونگ. خوبه ..
ادمین. تهیونگ رفت باند تا ببینه این مدت که نبود چه اتفاقاتی برای باندش افتاده ...
تو این مدت که خودش نبود فرمانده ارشدش فرمانده پارک سوچان باند و شرکتش رو اداره میکرد ...
ادامه دارد......
#تابع_قوانین_ویسگون
PART 14
اسلاید اول . لباس تهیونگ
اسلاید دوم. لباس ا/ت
اسلاید سوم. فرمانده پارک سوچان ( آشنا میشد در ادامه )
اسلاید چهارم. ماشین تهیونگ
ادمین. ا/ت و تهیونگ لباس هاشون رو عوض کردن و تهیونگ با گوشی ا/ت به یکی از افرادش زنگ زد که بیاد دنبالشون و بعد از تیمارستان اومدن بیرون ....
چند لحظه کوتاه بعد یه ماشین لوکس جلوشون ایستاد و سوار شدن ...
چند مین بعد
ویو عمارت تهیونگ
تهیونگ . پیاده شو
ا/ت . چرا اومدیم خونه ات مگه قرار نبود برین شرکت ؟
تهیونگ. معنی حرف هایی که میزنمو میفهمی دیگه ؟
ا/ت . باشه ... پیاده میشم.. ( هر دو پیاده شدن و رفتن داخل و تمامی بادیگارد ها و خدمتکار ها اومدن به استقبالشون و بهشون تعظیم کردن و کاملا محترمانه بهشون خوش آمد گفتن ...
تهیونگ. از این به بعد تو اینجا زندگی میکنی
ا/ت . چی؟ اخه چرا ؟ من خودم خونه دارم .... تنها هم زندگی نمیکنم که بتونم اینجا بمونم.... از لطفت ممنونم..
تهیونگ. این لطف نبود..دستور بود .. و تک باید اجراش کنی ..
ا/ت. اما ....
تهیونگ . وقتی تصمیم گرفتی با من کا کنی دیگه باید اما و ولی و اگر رو کنار بزاری و مطیع دستورات من باشی ...
ا/ت . چ...چشم ...
تهیونگ. خوبه ... اجوماا
اجوما . سلام ارباب ... خوش اومدین ( تعظیم
تهیونگ. ا هر چه سریع تر تاق ا/ت رو آماده کنید .... اون از این به بعد اینجا می مونه...
اجوما. چشم ارباب ... از ساعه امرتون اجرا میشه ... ( تعظیم و رفت ...
ا/ت . امم....پس کی میریم شرکت ؟
تهیونگ. وقتش که برسه بهت میگم....الانم اجوما و بقیه عمارت دو بهت نشون میدن ... منم فعلا باید برم ...
ا/ت . باشه...
تهیونگ. و اینکه من پسر خاله ات نیستم که جلدی بقیه انقدر راحت باهام حرف میزنی ... رسمی باش ..
ا/ت . چشم ..
تهیونگ. خوبه ..
ادمین. تهیونگ رفت باند تا ببینه این مدت که نبود چه اتفاقاتی برای باندش افتاده ...
تو این مدت که خودش نبود فرمانده ارشدش فرمانده پارک سوچان باند و شرکتش رو اداره میکرد ...
ادامه دارد......
#تابع_قوانین_ویسگون
- ۱۸.۳k
- ۰۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط