ادامه

ادامه؛

شوگا ویو:
داشتم تو خیابونا میچرخیدم که نگاهم به ساعت افتاد 12:30 شب حتما تا الان خوابیده مسیرم رو به سمت خونه تغیر دادم. کلید رو آروم توی قفل چرخوندم و وارد خونه شدم با دیدن چراغ اتاق که روشن بود سکه شدم آخه مینسو همیشه 10 خواب بود به سمت پله ها رفتم با دیدن مینسو که روی زمین افتاده بودی نفس کشیدن یادم رفت سریع به سمتش رفتم.
شوگا: مین..... مینسو عزیزم چشماتو..... هق باز کن... هق مینسو.
براید استایل بغلش کردم با احتیاط توی ماشین گذاشتمش و به سمت بیمارستان رفتم.
مینسو ویو:
چشمامو که باز کردم نور اذیتم میکردم داشتم دور و برم رو آنالیز میکردم که در باز شد و یونگی اومد تو با دیدنم ذوق زده به طرفم اومد.
شوگا:مینسو حالت خوبه عزیزم؟
مینسو: اوهوم. شوگا!
شوگا:بله
مینسو:هنو.... هنوز از دس..... هق دستم ناراحتی؟ (گریه)
شوگا:به سمتش رفتم و بدن ظریفش رو بغل کردم. معلومه که نه، البته اگه خانوم کوچولوم قول بده بیشتر مواظب خودشو و نینی تو شکمش باشه(لبخند)
شوگا:قول میدم(کیوت)
شوگا ویو:
در ماشین رو باز کردم و به چهر غرق در خوابش نگاه کردم شبیه فرشته ها بود آروم پیشونیش رو بوسیدم
شوگا:دوست دارم فرشته کوچولو(لبخند)
~~~~~~~~~~~~~~~~~
امیدوارم خوشتون بیاد ببخشید اگر بد شد اولین فیکم بود://///
دیدگاه ها (۱۷)

امیدوارم زنده باشید.🤝🏻#BTS 🥲💜#ماه_کوشولوYour smile is the mo...

#BTS🥲💜#ماه_کوشولوYour smile is the most beautiful thing on y...

وقتی باهات قهرکرده و.... 💕🥺پتو رو دور خودم پیچیدم و به دعوای...

Spring is proof that there is beauty innew beginnings:)) بها...

وقتی دخترشو دوست نداشت 💔پارت ۳ویو اتاون بهم سیلی زد هه انتظا...

بیب من برمیگردمپارت : 98و با مشت زدم تو صورتش که بیهوش شد تق...

وقتی دخترشو دوست نداشت 💔پارت آخردکتر: خوشبختانه خطر رفع شده....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط