هان تهجون
معرفی پدر جیاَه — "هان تهجون"
هان تهجون مردیست که همیشه تلاش میکند بیشتر از چیزی که حس میکند نشان دهد. در پنجاهوچندسالگی، هنوز قامتش صاف و نگاهش مستقیم است. از آن آدمهایی که وقتی وارد اتاق میشوند، فضا کمی جدیتر میشود، حتی اگر چیزی نگویند. سالها مدیر یک فروشگاه لوازم الکترونیک بوده و هنوز هم باور دارد که زندگی با نظم و حسابکتاب پیش میرود.
تهجون نسبت به دخترش حساس است، اما علاقهاش را زیاد با کلمات نشان نمیدهد. بیشتر در رفتارهای کوچک خودش را نشان میدهد: آوردن صبحانه روی میز، برداشتن کولهپشتی جیاَه وقتی دیرش شده، یا گذاشتن پول نقد لای کیفش برای «روز مبادا». گاهی سختگیر به نظر میرسد و گاهی سکوتش باعث میشود دیگران نفهمند دقیقاً چه در ذهنش میگذرد، اما قلباً خانواده برایش مهمترین چیز است.
در ظاهر، مردی آرام است اما گذشتهای دارد که همیشه از حرفزدن دربارهاش طفره میرود. نمیشود به راحتی فهمید در سکوتهای طولانیاش چه چیزی پنهان شده: احتیاط؟ ناراحتی؟ یا ترسی قدیمی که نمیگذارد بعضی حرفها را بزند؟
بااینحال، از آن پدرها نیست که راه زندگی دخترش را تعیین کند؛ فقط گاهی نگرانیاش را پشت جملههای کوتاه پنهان میکند، مثل «فقط حواست باشه به خودت.»
او با اینکه مردی منطقی و آرام به نظر میرسد، اما چیزهایی را سالها در خودش نگه داشته — چیزهایی که بعدها خواهناخواه پایشان به زندگی جیاَه باز میشود، حتی اگر خودش نخواهد.
هان تهجون مردیست که همیشه تلاش میکند بیشتر از چیزی که حس میکند نشان دهد. در پنجاهوچندسالگی، هنوز قامتش صاف و نگاهش مستقیم است. از آن آدمهایی که وقتی وارد اتاق میشوند، فضا کمی جدیتر میشود، حتی اگر چیزی نگویند. سالها مدیر یک فروشگاه لوازم الکترونیک بوده و هنوز هم باور دارد که زندگی با نظم و حسابکتاب پیش میرود.
تهجون نسبت به دخترش حساس است، اما علاقهاش را زیاد با کلمات نشان نمیدهد. بیشتر در رفتارهای کوچک خودش را نشان میدهد: آوردن صبحانه روی میز، برداشتن کولهپشتی جیاَه وقتی دیرش شده، یا گذاشتن پول نقد لای کیفش برای «روز مبادا». گاهی سختگیر به نظر میرسد و گاهی سکوتش باعث میشود دیگران نفهمند دقیقاً چه در ذهنش میگذرد، اما قلباً خانواده برایش مهمترین چیز است.
در ظاهر، مردی آرام است اما گذشتهای دارد که همیشه از حرفزدن دربارهاش طفره میرود. نمیشود به راحتی فهمید در سکوتهای طولانیاش چه چیزی پنهان شده: احتیاط؟ ناراحتی؟ یا ترسی قدیمی که نمیگذارد بعضی حرفها را بزند؟
بااینحال، از آن پدرها نیست که راه زندگی دخترش را تعیین کند؛ فقط گاهی نگرانیاش را پشت جملههای کوتاه پنهان میکند، مثل «فقط حواست باشه به خودت.»
او با اینکه مردی منطقی و آرام به نظر میرسد، اما چیزهایی را سالها در خودش نگه داشته — چیزهایی که بعدها خواهناخواه پایشان به زندگی جیاَه باز میشود، حتی اگر خودش نخواهد.
- ۲.۳k
- ۱۰ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط