به قدمت عشق سوگند
به قدمت عشق سوگند
در گلوگاهِ من
درخت سیبی هست
که از آن
مردی را
بر دار کردهاند .
اگر دهان میگشایم و روی میگردانی
بگردان
اما به قِدمَتِ عشق سوگند
که تباهیِ من از مِی و افیون نیست .
اوست که در گلوگاهم آویخته است و
میپوسد
آرام آرام ...
در گلوگاهِ من
درخت سیبی هست
که از آن
مردی را
بر دار کردهاند .
اگر دهان میگشایم و روی میگردانی
بگردان
اما به قِدمَتِ عشق سوگند
که تباهیِ من از مِی و افیون نیست .
اوست که در گلوگاهم آویخته است و
میپوسد
آرام آرام ...
- ۷۹۸
- ۲۵ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط