{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام زندگیم دوست دارم

تمام زندگیم دوست دارم



دل تنگ تو می شود ؟ گمانم ... گاهی ...
همرنگ تو می شود ؟ گمانم ... گاهی ...

در سرخوشی و جنون و بی پروایی
همسنگ تو می شود ؟ گمانم ... گاهی ...

باید کمی از تو دور ... نه ! ممکن نیست !
پیمانه ای از غرور ... نه ! ممکن نیست !

من عابر جاده های دردم اما
از خانه ی تو عبور ... نه ! ممکن نیست!

ای واژه ی شاعرانه سر سبز بمان
در سردی این زمانه سرسبز بمان

یک صاعقه باغ آرزو را خشکاند؟
تو در دل یک بهانه سرسبز بمان

حس خوش عطر بودنت دلچسب است
گهگاه ز خود ربودنت دلچسب است

چون قاصدکی تو را سپردم به نسیم
در اوج بمان ستودنت دلچسب است
دیدگاه ها (۱)

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۷ (پایانی): طلوعی در تاریکینفس تو...

چندشش میشد. از خیسی بین پاهاش متنفر بود. نمی‌دونست ماده ی زن...

ابلیس

دل تنگ تو می شود ؟ گمانم ... گاهی ...همرنگ تو می شود ؟ گمانم...

دل تنگ تو می شود ؟ گمانم ... گاهی ...همرنگ تو می شود ؟ گمانم...

دل تنگ تو می شود ؟ گمانم ... گاهی ...همرنگ تو می شود ؟ گمانم...

گاهی دل ما سنگین تر از یک آهسبک تر از رقصیدن قاصدکی‌ست در با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط